کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٤ - قرآن و افلاك نه  گانه بطلميوسى
اين چنين مىفرمايد: إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَة الْكَوَاكِبَ[١]؛ ما آسمان دنيا را به زيور اختران آراستيم. و در جاى ديگر مىفرمايد: وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ...[٢]؛ و د رحقيقت، آسمان دنيا را با چراغ هايى زينت داديم. در اين دو آيه «دنيا» مضاف اليه «سماء» نيست و منظور از «السماء الدنيا» آسمان اين دنيا ـ كه در محاورات ما به كار مىرود ـ نيست، بلكه «دنيا» صفت آسمان و به معناى «پايين تر» مىباشد. «السماء الدنيا» يعنى: آسمان پايين تر، آسمانى كه به ما انسان ها نزديك تر است. با توجه به اين نكته، معناى اين دو آيه اين است كه تمام اين ستارگانى كه شما مىبينيد، ما اينها را زينتى براى آسمانى كه پايين تر است قرار داديم. قرآن مىفرمايد تمام اين ستاره ها و سياره ها چراغ هاى آسمان پايين تر هستند؛ يعنى آسمان پايين تر، محيط بر تمام اين ستارگان و فوق آنها است. اين نظر قرآن در مورد «آسمان پايين تر» است و در مورد آسمان هاى بالاتر نيز ما علمى نداريم و قرآن كريم توصيفى از آن به دست نداده است.
اكنون اين توصيف چگونه با نظريه هيأت بطلميوسى تطابق دارد؟ هيأت بطلميوسى مىگفت هفت سياره منظومه شمسى در فلك هاى اول تا هفتم هستند و تمامى ستارگان و ثوابت در فلك هشتم. قرآن مىفرمايد تمامى آن هفت سياره كه تا آن زمان كشف شده بود و سياراتى كه بعداً كشف شده اند و همه ستارگان به گونه اى قرار گرفته اند كه در زير آسمان پايين ترند و گويى «آسمان پايين تر» به منزله سطحى است كه به وسيله ستارگان زينت شده است. اين سخن با آنچه هيأت بطلميوسى مىگويد از زمين تا آسمان تفاوت دارد، پس چگونه مىتوان ادعا كرد كه پيامبر تحت تأثير فرضيات نجومى خويش
[١] صافات (٣٧)، ٦. [٢] ملك (٦٧)، ٥.