کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦ - فلسفه  اى ديگر، وظايفى ديگر
بعدى با شگردهاى مختلف مانند تشكيل كارتل ها، تراست ها يا سنديكاها، اتحاديه هاى صنفى و يا شركت هاى تعاونى، در تعيين نرخ خدمات و نحوه ارايه آن خدمات با هم به توافق مىرسند و نرخ خدمات خود را به شدت بالا مىبرند. در چنين وضعيتى، باز آن ظلم ها بر توده مردم روا داشته خواهد شد. در اين گونه موارد بايد نهادى فوق اينها وجود داشته باشد كه خودش نفع و ضررى در آن امر نداشته باشد، تا بتواند عدل و انصاف را رعايت كند. البته در اين جا مكاتب فلسفه سياسى با هم اختلاف نظر دارند. مكتب ليبراليسم كه بر اساس فردگرايى است؛ حفظ منافع افراد را وظيفه خود مىداند. ليبراليست ها بر اين باورند كه بايد بازار آزاد و با رقابت كامل باشد و دولت حق ندارد در اين گونه امور دخالت كند. آنان براى اين ادعاى خود به ادله اى نيز استدلال مىنمايند؛ از جمله اين كه، اگر بازار آزاد و رقابت باشد، خود به خود عرضه و تقاضا را تنظيم مىكند، ولى اگر در اين امر دخالت شود، اقتصاد رشد نمىكند.
به هر صورت، يك رويكرد در اقتصاد اين است كه در ارايه خدمات و توليد كالاها بايد دست مردم باز باشد و دولت به هيچ نحو دخالت نكند. نه تنها موظف نيست دخالت كند، بلكه موظف است كه دخالت نكند. مردم حق دارند هر كالايى بخواهند، به هر صورتى توليد كنند و به هر قيمتى بخواهند بفروشند. اين حق مردم است كه هر خدمتى بخواهند، به هر صورتى ارايه بدهند و در مقابلش هر مابه ازايى را بخواهند، دريافت كنند.
در مقابل، كسانى كه گرايش سوسياليستى دارند بيشتر طرفدار جامعه هستند تا فرد، و وظيفه خودشان را حفظ منافع جامعه مىدانند. سوسياليست ها بر اين باورند كه در تعارض يا تزاحم بين نفع جامعه و نفع فرد، نفع جامعه مقدم است گرچه به ضرر افراد تمام شود. البته شعار آنها چنين است، اما در مقام عمل چه اندازه بدان پاى بند باشند، مسأله ديگرى است.