کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤ - حق و تكليف حكومت در رابطه با تأمين امنيت و نظاير آن
اصولا يكى از رئوس اصلى وظايف هر حكومتى، انجام كارهايى است كه از عهده مردم برنمىآيد. مردم خودشان نمىتوانند امنيت داخلى و امنيت خارجى كشورشان را تأمين كنند. اگر اين امور به عهده خود مردم گذاشته شود، به دليل هاى مختلف، از جمله اختلاف نظرها، اختلاف سليقه ها و...، اين كار هميشه معطل و متوقف خواهد بود؛ اختلاف نظر و سليقه در اين كه مثلاً چرا هزينه دفاع بايد به اين ميزان و بر عهده اين افراد باشد، چرا آن افراد بايد به جبهه اعزام شوند، به چه شيوه اى دفاع كنند و... . از اين رو بايد نيرويى قاهره وجود داشته باشد كه دستور بدهد و همه عمل كنند. آن قدرت قاهره، دولت (و به عبارت دقيق تر، يكى از اركان دولت) است.
كارهاى مختلفى وجود دارد كه اصلا از عهده افراد برنمىآيد و در توان آنها نيست. اينها كارهايى هستند كه در حيطه وظايف دولت قرار مىگيرند؛ مثلاً يكى از اين كارها تأمين بهداشت عمومى است. بهداشت فردى و شخصى را ممكن است خود مردم به خوبى رعايت كنند، اما مثلاً جلوگيرى از بروز يا انتشار يك بيمارىِ مسرى، در توان مردم نيست. اگر احتمال سرايت يك بيمارى از يك كشور به كشور ديگرى باشد، مردم خودشان نمىتوانند جلوى اين را بگيرند. اين كار نياز به نيرويى قدرتمند و وسيع دارد كه مرزها را كنترل كند، قرنطينه كند، واكسن تهيه كند، كادر متخصص تدارك ببيند و... . انجام اين امور نيز لوازمى نياز دارد كه بايد در اختيار دولت قرار بگيرد.
به هر حال، با توجه به فلسفه وجود حكومت، تكاليفى براى حكومت ثابت مىشود. اين تكاليف حقوقى را براى مردم ايجاب مىكند؛ در مقابل نيز متناسب با آنها، بايد حقوقى براى دولت در نظر گرفته شود. اين يك نوع از تلازم حق و تكليف است كه در ابتداى بحث به آن اشاره كرديم. نتيجه آن تلازم در مثل اين مورد ظاهر مىشود كه وقتى مىگوييم دولت بايد اين كار را