کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٨ - انديشه سياسى اسلام مردم و حاكم، مسؤول در برابر خداوند
لاََخَذْنا مِنْهُ بِالَْيمينِ؛ يمين كنايه از قدرت است، و معناى آيه فوق اين است كه با كمال قدرت با او رفتار مىكنيم، ثَمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ؛ يعنى رگ حياتش را قطع مىكنيم. بنابراين او كه پيامبر الهى است حق ندارد چيزى از پيش خودش بگويد، چه رسد به امام يا ولىّ فقيه. اگر بخواهد در بعضى از موارد مقررات خاص حكومتى وضع كند (احكام حكومتى)، آن هم بايد با اجازه خداوند متعال باشد.
پس همه نسبت به خداى متعال بنده و مطيع و يكسان هستند، فقط مسؤوليت و مأموريتى به حاكم اسلامى داده شده كه احكام الهى را در زمين اجرا كند. اين نيز بدان جهت است كه با توجه به ضرورت وجود حكومت در جامعه، وجود يك سلسله مقررات و قوانين الزامى است و براى اجراى قوانين و نيز حل اختلافاتى كه در فهم و عمل به قانون پيش مىآيد، هر جامعه اى نياز به يك مجرى و فصل الخطاب دارد كه در مقام اجرا بتواند حرف آخر را بزند و اختلافات را حل كند. اگر بنا باشد هر كسى بگويد به نظر من قانون اين را مىگويد و قرائت من از قانون اين است، اختلافات حل نمىشود. آن كسى كه گفتار او فصل الخطاب است و حرف آخر را مىزند، نه از روى خواست و هواى نفسش مىگويد، بلكه كلام او يا وحى مستقيم خدا است (وقتى پيامبر باشد) يا الهام الهى است (وقتى امام معصوم باشد) يا برداشت مُجاز و معتبرى از محتواى وحى و كلام معصوم است (آن گاه كه دست رسى به پيامبر و امام معصوم نباشد). به هر حال از اين لحاظ كه همه در مقابل قانون برابرند، تفاوتى نمىكند.
انديشه سياسى اسلام: مردم و حاكم، مسؤول در برابر خداوند
اكنون با اين وصف آيا حاكم اسلامى ديكتاتور است؟ پاسخ منفى است. او