ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٧ - منابع خطبهء شقشقيه
پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله بر خلافت امير المؤمنين نصّ صريح فرموده ، و آنان حق على را غصب كردهاند . امّا هممكتبان ما ( گروه معتزله از اهل سنت ) مى توانند بگويند : چون امير المؤمنين عليه السلام افضل و شايسته تر از ديگران به خلافت بوده است و با اين حال او را رها كرده ، كسى را گرفتند كه نه در فضيلت مساوى او بوده و نه در جهاد و علم و عظمت و شرف به پايهء او مى رسيد ، لذا بكار بردن الفاظ تند و بيان مطالب اعتراضآميز در بارهء خلفاء امكانپذير است ، اگر چه شخصى كه خليفه ناميده شده است ، عادل و با تقوى بوده و بيعت با او صحيح بوده باشد .
مگر نمى بينى كه گاهى در يك شهر دو فقيه وجود دارد كه يكى از آن دو بجهت داشتن امتيازات زياد بديگرى برترى دارد و با اين حال سلطان آن ديگرى را به قضاوت نصب مى كند كه از فقيه اول از نظر علمى ناقصتر است . در نتيجه فقيهى كه مقام علمى او بالاتر است احساس ناراحتى و درد مى كند و گاهى دهان به گله و شكايت مى گشايد ، اين ناراحتى و شكايت نه طعن و تفسيق قاضى كم علم مى باشد و نه حكم به ناشايسته بودن او . بلكه گله و شكايتش معلول كنار گذاشتن او از قضاوت است . با اين كه شايسته تر و باصلاحيتتر بوده است . و اين پديده ايست كه در طبيعت بشر نفوذ دارد و در اصل غريزه و فطرت سرشته شده است . و چون اصحاب ما به صحابه خوشگمان هستند ، لذا هر كارى كه از آنان سرزده باشد آن را صحيح و درست تلقى مى كنند . صحابهء پيغمبر مصلحت اسلام را در نظر گرفتند و از بروز فتنه و آشوبى وحشت داشتند كه نه تنها خلافت را از بين مى برد ، بلكه نبوت و ملت اسلام را نابود مى كرد ، بدينجهت بوده است كه از على بن ابي طالب ( ع ) كه افضل و اشرف و شايسته تر از همه بوده است ، دست برداشتند و خلافت را در شخص ديگر كه درجه اى از فضيلت داشت ، منعقد ساختند ، لذا مجبور شدند كه الفاظ امير المؤمنين را در خطبهء شقشقيه تأويل نمايند - آن امير المؤمنين كه او را در جلالت و عظمت نزديك به نبوت مى دانند . . . » [١] .
[١] شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم ج ١ ص ١٥٦ و ١٥٧ چاپ دار احياء الكتب العربية .