ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - موجودات در مجراى قانونى خود ميافتند
كردن آن ، نيازى به تفكر و تجربه داشته باشد . براى بوجود آمدن خواستهء او يك مشيّت لازم است كه لباس تحقق بپوشد ، حتى اگر بگوئيم : يك لحظه مشيت براى بوجود آمدن خواستهء او كفايت مى كند ، مسامحه اى ناشى از دخالت زمانسنج مغز ما در اين مورد است .
باضافهء اين كه واحدهاى انديشه و تجربه براى روشن كردن مجهولات است و فرض اينست كه كمترين حقيقتى براى آن ذات داناى مطلق تاريك نيست و حتى روشنگرى وسايل ذهنى و عينى براى روشن كردن مجهولات خاصيتى است كه خدا به آن وسايل عنايت فرموده است .
٣٨ ، ٣٩ - احال الاشياء لأوقاتها و لائم بين مختلفاتها ( موجودات را در مجراى قانونى اوقات خود به جريان انداخت و حقايق گونه گون را در عاليترين نظم هماهنگ ساخت ) .
موجودات در مجراى قانونى خود ميافتند بروز و نمود موقعيت اجزاء و روابط عالم طبيعت را در مجراى حركت و تحول مشخص و معين فرموده است . و اين تعين موجب شده است كه موقعيت اجزاء و روابط طبيعت در زمان معين بروز كند . مثلا روييدن نباتات و طراوت آنها در فصل بهار بروز مى كند . نطفهء آدمى در جنين مادر در هر يك از زمانهاى معين شكل خاص بخود مى گيرد ، مانند علقه ، مضغه ، و غيره . . . مواد معدنى بجهت ضرورت تفاعلات تدريجى در هر زمان وضع مخصوصى پيدا مى كند . همچنين وضع ستارگان در حال انبساط و ذرات بنيادين طبيعت در حال جريان در مدارهاى خود . اين بروز و نمودهاى تدريجى موقعيتها در اجزاء و روابط طبيعت ، معلول تأثير متقابل است كه از جملهء بعدى و لائم بين مختلفاتها برمى آيد . خداوند سبحان حقايق مختلف و متضاد را در مجراى حركت اشياء چه از فساد و تلاشى رو به كون حقايق مختلف و متضاد را در مجراى حركت اشياء چه از فساد و تلاشى رو به كون و چه از تركب رو به فساد و تلاشى طورى تعبيه نموده است كه هستى و نيستى آنها در وضع يكديگر تأثير و تأثر بوجود بياورد ، بطورى كه :
< شعر > بهر جزئى ز كل كان نيست گردد كل اندر دم ز امكان نيست گردد جهان كل است و در هر طرفة العين عدم گردد و لا يبقى زمانين < / شعر >