ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٨ - و آن كس كه با مقام ربوبى به خصومت برخيزد ، نجات نپذيرد
مى توانيم بگوئيم كه بشر در فوق اطاعت و انحرافها با نظر به مقررات زندگى معمولى ، گمراهى و هدايتى دارد كه پليدى و پاكى او را اثبات مى نمايد .
در بارهء ضلالت و هدايت مباحث فراوانى وجود دارد كه ما در تفسير خطبههاى آينده تا حدود مناسب مطرح خواهيم كرد .
و آن كس كه با مقام ربوبى به خصومت برخيزد ، نجات نپذيرد خصومت با خدا چه معنا دارد خصومت با خدا معنايى جز عداوت با خويشتن ندارد .
عداوت با خويشتن از كجا ناشى مى گردد عداوت با خويشتن از عوامل زيادى سرچشمه مى گيرد : اين عوامل از بىاعتنايى به خويشتن شروع مى گردد و در افتادن در زباله دان تاريخ به پايان مى رسد . مسير اين عوامل را نكبت و بدبختىهايى كه تواريخ از انسانها ثبت كرده است تشكيل مى دهد .
عداوت با خويشتن كه از بىاعتنايى به « خود » آغاز مى شود ، در راه مقصد از مسير زير عبور مى كند : ١ - بيگانگى از خويشتن .
٢ - بيگانگى از ديگر انسانها .
٣ - ناديده گرفتن ارزشها و عظمتهاى هستى و انسانى .
٤ - بيگانگى از جهان هستى .
٥ - بريده شدن از مبدء اعلاى هستى .
ممكن است اين سؤال پيش بيايد كه همهء نقاط اين مسير با جهل و ناآشنايى مشخص شده است ، و مسلم است كه نادانى و بيگانگى معرفتى موجب خصومت نمى گردد ، زيرا خصومت پس از درك موضوع و زشتى آن ، به اضافهء احساس تصادم با آن موضوع مى باشد .
پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا وقتى كه انسان واقعيات پنجگانهء مزبور را ناديده مى گيرد ، آن واقعيات بدون توجه به ناديده گرفتن انسان نادان ،