ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٤ - حمد و مدح و شكر خداوندى و حكمت آنها
عالم هستى كه آيات خداوندى هستند ، معرفى مى نمايد ، مانند : ( كَذلِكَ يُبَيِّنُ الله لَكُمْ آياتِه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) [١] .
( بدينسان خداوند آيات خود را بر شما روشن مى سازد ، باشد كه شكرگزار باشيد ) .
مسلم است كه معرفت خود آيات الهى مقدمهء وصول به مقام عالى شكرگذارى خواهد بود ، نه بدانجهت كه انسان با شناخت آن آيات ، از نعمتهاى مادى عالم هستى برخوردار مى گردد .
از مسائلى كه در اين مبحث مطرح كرديم ، روشن مى شود كه مقصود امير المؤمنين عليه السلام از جملهء احمده استتماما لنعمته و استسلاما لعزّته و استعصاما من معصيته . ( سپاس او را گويم تا تتميم نعمتش جويم و راه تسليم به عزتش پويم و براى مصونيت از نافرمانيش دست و دل از معصيتش شويم ) .
عاليترين درجات حمد خداوندى است ، زيرا منظور از تتميم نعمت ، جلب مزاياى مادّى قابل معامله با حمد و سپاس نيست ، بلكه بايد گفت : حمد مزبور سه عامل دارد : عامل يكم - افزايش معرفت به عظمت نعمتها است كه افزايش معرفت خداوندى را بدنبال خود دارد . همچنين نتيجهء اين حمد گسترش بيشتر ابعاد و استعدادهاى روحى است كه در آدمى بوديعت نهاده شده است .
عامل دوم - تسليم در برابر عزّت و جلال خداوندى است كه عاليترين درجهء ارتباط با موجود بىنهايت بزرگ است .
عامل سوم - تقوا و آزاد كردن خويشتن از آلودگىهاى هوى و هوس و خودخواهىها است .
٣ - انّه لا يضلّ من هداه و لا يئل من عاداه و لا يفتقر من كفاه ( كسى كه او هدايتش كند ، گمراه نگردد و آن كس كه با مقام شامخش به خصومت
[١] المائدة آيه ٨٩ .