ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - حمد و مدح و شكر خداوندى و حكمت آنها
١ - احمده استتماما لنعمته و استسلاما لعزّته و استعصاما من معصيته ( سپاس او را گويم كه تتميم نعمتش جويم و راه تسليم به عزتش پويم و براى مصونيت از تباهىها دست و دل از معصيتش شويم ) .
حمد و مدح و شكر خداوندى و حكمت آنها سه نوع حمد براى انسانها مطرح است : نوع يكم - عبارت است از اعتراف و تذكر به عظمت و امتياز اختيارى در شخص محمود [ حمد شده ] . اين اعتراف و تذكر خود يك نوع تحرّك روحى در مسير كماليابى است ، زيرا درك عظمت و امتياز اختيارى ، خود دليل آن است كه حمدكننده در راه رسيدن به شناخت ارزشها به تكاپو افتاده ، توانسته است مفهوم والاى مزبور را دريابد . پس از دريافت آن مفهوم والا ، به درك و شناخت مجرد قناعت نورزيده ، در آن صدد برآمده است كه از راه اعتراف و تذكر گرايش به آن عظمت پيدا كند .
مسلم است كه حمد باين معنا اثر قاطع در اعتلاى روحى آدمى بوجود مى آورد ، زيرا با اين حمد است كه انسان از زندانهاى متنوع خودخواهى آزاد مى گردد و همواره در صدد برقرار نمودن رابطه با بىنهايت اعلا برمى آيد . نتيجهء اين گونه حمد درك اين حقيقت و كشش بسوى آن است كه :
< شعر > الحمد للَّه بقدر اللَّه لا قدر وسع العبد ذى التّناهى - ١ الحمد للَّه الَّذى برهانه ان ليس شأن ليس فيه شأنه - ٢ الحمد للَّه الَّذى من ينكره و انّما ينكر من يصوّره - ٣ < / شعر > ١ - ( حمد مر خدا را است ، مطابق عظمت خداوندى ، نه بقدر گنجايش محدود بندگانش ) .