ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣ - ٣ - پيمان ابلاغ رسالت
مى كرديم . [ به آنان بگو : ] از اهل علم بپرسيد ) .
قرآن گوشزد مى كند كه اشخاصى بودهاند كه وحى بر آنان نازل نشده و ادّعاى دروغين مى كردند كه بر ما وحى رسيده است : ( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى الله كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْه شَيْءٌ ) [١] .
( و كيست ستمكارتر از كسى كه افتراى دروغين بخدا گفته و مى گويد : به من وحى شده است ، در حالى كه چيزى بر او وحى نشده است ) .
عظمت و سرسختى واقعيات و لطف و عنايت الهى بر انسانها در حدّيست كه افتراگويندگان و مدّعيان وحى در طول تاريخ به شدّت فوق تصور رسوا گشتهاند . عوامل ذلت و افتضاح آنان گوناگون بوده است . روشنترين و اساسى ترين آن عوامل اين است كه نمى توانند موقعيت واقعى خود را درك و اثبات نمايند ، مثلا اولا از معرفت ابتدايى شروع مى كنند و ادّعايى جز اين ندارند كه ما مقدارى معرفت داريم ، سپس كم كم خود را از اولياء اللَّه مى پندارند و آن گاه ادّعاى وحى مى كنند و ناگهان خدا مى شوند و چنانكه در شطحيات بعضى از صوفيه ديده مى شود ، از خدا بالاتر مى روند و خدا را در گوشه اى از دلشان در مى يابند ، يعنى دل آنان خيلى چيزها را در خود مى گيرد ، يكى از آن چيزها كه در دلشان جاى مى گيرد و منتظر دستورات مى شود خدا است در صورتى كه خدا در دل قرار نمى گيرد ، بلكه در دلهاى پاكان آدميان جلوه مى كند .
٣ - پيمان ابلاغ رسالت معظمترين پيمانى كه ممكن است تصور شود ، پيمانى است كه خداوند از پيامبران براى پذيرش وحى و ابلاغ حقايق وحى شده به انسانها مى گيرد . بديهى است كه بايستى وحى بر دلى وارد شود كه از هر گونه خس و خاشاك هوى و هوس و خودخواهىها پاك و منزّه باشد و اندك آلودگى درونى مجراى آبحيات وحى را تيره و
[١] الانعام آيهء ٩٣ .