ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - شيطان حضرت آدم ابو البشر را فريب داد
شيطان حضرت آدم ابو البشر را فريب داد پليدى شيطان در سجده نكردن به آدم ( ع ) خاتمه نيافت ، بلكه همواره در فكر پائين آوردن مقام ابو البشر بود ، اين بار درصدد اغواى وى برآمد و اغوايش در آدم تأثير كرد . اين نابكارى دوم معلول حسادت ديرينهء شيطان با او بود كه نمى توانست منزلت والاى او را كه دمسازى با موجودات مقدس بود ، تحمل نمايد . لذا او را بخوردن از گندم تحريك كرد و سوگند خورد كه من از روى خيرخواهى ترا بخوردن گندم وادار ميكنم بعضى از اهل كتاب گفتهاند : مقصود از شجرهء منهيه كه نمى بايست آدم از آن تناول كند درخت خير و شر ، يا درخت معرفت بوده است اين گونه افسانهها ساخته شدهء افكار بيخيال و بى اعتناء به خير و شر و معرفت ميباشد كه با نظر به فلسفهء خلقت بنى آدم كه عبادت معرفت بوده است : ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) [١] ( و من جن و انس را نيافريدم مگر اين كه مرا بپرستند ) .
پوچ و خرافات است . اسلام با نظر به قرآن و سنت معتبر آن درخت گندم - معرفى كرده است . و بهر حال حضرت آدم بجهت اغواى شيطان از عهدهء اين آزمايش بزرگ برنيامد .
( وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً ) [٢] ( ما پيش از اين به آدم عهد كرديم ، ولى او فراموش كرد و مقاومتى براى اجراى تصميم در او نيافتيم ) .
اغواى شيطان يقين او را گرفت و او را به ترديد انداخت . گفته شده است : اين كه آدم يقينش را از دست داد بجهت سوگندى بود كه شيطان ياد كرده بود . در نتيجهء از دست دادن يقين بود كه سرور و شاديهاى آدم به ترس و اندوه مبدل گشت و از خوردن فريب شيطان ، پشيمانى را نتيجه گرفت . ولى
[١] الذاريات آيهء ٥٦ .
[٢] طه آيهء ١١٥ .