ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - دليل چهارم - بررسى و قضاوت روح يا من
واحدهاى عاليترى موجب فعاليت روانى يا تأثر احساسات و عواطف او مى گردد .
آدمى در مجراى رشد روانى هرگز از تأثير و تأثر ميان « خود » و « جز خود » بر كنار نمى شود ، آنچه كه صورت مى گيرد ، تغير و دگرگونى در خود و جز خود ميباشد .
همواره چنين است كه « خود » عالىتر و رشد يافته تر « جز خودهاى » عالىتر و رشد يافته ترى را برابر خود مى بيند .
« خود » يك كودك ، عروسكى را به عنوان « جز خود » كه بايستى در برابر « خود » او مطرح شود ، برمى نهد . در حالى كه « خود » يك شخص نابغه ، اكتشاف موضوع مورد تحقيقش را به عنوان جز خود در مقابل « خود » برمى نهد . يك انسان با عظمت كه رشد روحى او به حد كمال رسيده است ، عظمت و رشد ديگر انسانها را كه مانند اجزاء موجوديت خويش تلقى مى كند ، به عنوان جز خود مطرح نموده دو طرف تأثير و تأثر او خود رشد يافته و رشد ديگر انسانها است .
در همين نهج البلاغه بارها خواهيم ديد كه « خود » على بن ابي طالب ( ع ) كه عبارت است از يك شخصيت كمال يافته ، جز خودى را كه مطرح كرده است ، عدالت اجتماعى و ايجاد عوامل رشد افراد اجتماع است . تأثير او در بارهء جز خود ، فعاليت براى پيش برد آرمانهاى عالى اجتماعى است و تأثر او از جريانات موافق يا مخالف آرزو و ارادهء او در آرمانهاى مزبور است .
خلاصه خود هشيارى ( علم حضورى ) يكى از روشنترين دلايل تجرد روح است و قانون تأثير و تأثر روح با مادّه ، اخلالى به خود هشيارى وارد نمى سازد .
دليل چهارم - بررسى و قضاوت روح يا من گاهى ما در بارهء اجزاء برونى خود بررسى و قضاوت مى كنيم ، مانند اين كه انگشتان دست راست خود را با انگشتان دست چپ مقايسه نموده و در بارهء كارآيى آن دو قضاوت مى نمائيم . همچنين قدرت بينايى و شنوايى و چشايى خود را با يكديگر مقايسه و در بارهء قدرت و نتايج آنها داورى مى كنيم .
گاه ديگر مى توانيم نيروها و فعاليتهاى درونىمان را در برابر هم نهاده و آنها را با يكديگر مقايسه نمائيم ، مانند مطرح كردن وجدان و تعقل و احساسات و