ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - مسئلهء دوم - آيا بررسى محتويات كتب براى حفظ قانون فعّاليّت مغز و روان انسانى خلاف آزادى عقيده و بيان است
نه چندان دور متفكَّرانى مانند استوارت ميل و اشخاصى پيش از آنها و پس از آنها ، سخن را در بارهء آزادى عقيده و قلم بحدّ نصاب رساندهاند و اگر واقعيّت چنين بود كه آزادى در عقيده و بيان هدف زندگى انسانها بود ، سخن و استدلالى بهتر و رساتر از آنچه كه متفكَّران مزبور انجام دادهاند ، قابل تصوّر نبود . يا به عبارت ديگر متفكَّران مزبور در بارهء توضيح و اثبات ضرورت آزادى عقيده و قلم چنان داد سخن دادهاند كه گوئى آزادى مزبور هدف اعلا يا يكى از هدفهاى عالى زندگى است آيا واقعا آزادى عقيده و بيان چنين است بلى ، چنين است و حتّى با ارزشتر از آن است كه متفكَّران مزبور گفتهاند ، امّا ، اين « امّا » را كه مطرح مى كنيم ، اميدواريم بطور دقيق مورد توجّه مطالعه كنندهء محترم قرار بگيرد . اين كه همهء مردم در انتخاب عقيده و بيان آن آزادند ، چه كسانى هستند و آنانكه از بيان و قلم آزاد انديشان استفاده خواهند كرد ، چه كسانى هستند اين دو سؤال است كه « امّا » را بوجود آوردهاند . توضيح سؤال اوّل اينست كه آيا شما بشر را در درجه اى از تكامل مى بينيد كه هرگز معتقد به عقيدهء ضدّ واقعيّت نشود آيا اعتقاد به اين كه « مردم همگى حيواناتى هستند كه هر كس زر و زورش بيشتر بوده باشد ، شايستهء زندگى است و بقيّه بايد از بين بروند » يك اعتقاد معقول است كسى كه چنين عقيده اى را مى پذيرد با كمال آزادى بهمهء انسانها خيانت نمى كند شما چه جنايتى بالاتر از اين سراغ داريد كه همهء انسانها را بجز صاحبان زر و زور محكوم به فناء مى نمايد كسى كه معتقد به پوچى حيات است ، آيا اين شخص با قطع نظر از ديگران با حيات خويشتن مبارزه نمى كند آيا مربيان و مديران جوامع دست رويهم بگذارند ، و به تماشاى انسانهائى بپردازند كه عقائدشان معلول مشتى عقدههاى ويرانگر درونى است هيچ يك از اين مسائل كه مطرح نموديم ، قابل پاسخ دادن به اين كه « بگذاريد بشر با روح خود و با حيات خويشتن هرگونه كه بخواهد بازى كند » نيست .
خود همين جمله يكى از آثار