ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦١ - كتاب چهارم - كتاب محو و اثبات
مفهوم عمومى آن در لغت كه بمعناى فعل است در نظر گرفت ، ولى اين معنى به همهء آياتى كه كلمه در آنها به خدا نسبت داده شده است ، قابل تطبيق نمى باشد .
برگرديم به اصل مطلب كه يكى از كتابها كتاب محو و اثبات است و موضوع بدا مربوط به همين كتاب است . آن گروه از مسلمين كه بدا را منكرند ، بايد در آيهء محو و اثبات دقّت كنند - زيرا اين آيه صراحتا مى گويد : كه خداوند در حال محو و اثبات اشياء است ، يعنى هيچ قاعده و جريانى نمى تواند دست خداوندى را از اشراف و احاطه و تصرّف دائمى در اشياء ببندد . و روايتى كه از پيامبر اكرم نقل مى شود كه :
جفّ القلم بما هو كائن ( قلم آنچه را كه خواهد بود ، نوشته و تمام شده و خشكيده است ) .
معنائى دارد كه هيچ منافاتى با محو و اثبات و بدا ندارد :
< شعر > هكذا تأويل قد جفّ القلم بهر تحريض است بر فعل اهمّ چون قلم بنوشت كه هر كار را لايق آن هست تأثير و جزا كژ روى جفّ القلم كژ آيدت راست رو جفّ القلم بفزايدت كرد دزدى دست شد جفّ القلم خورد باده مست شد جفّ القلم عدل آرى مقبلى جفّ القلم ظلم آرى مدبرى جفّ القلم تو روا دارى روا باشد كه حقّ خود كند معزول از حكم سبق < / شعر > مگر توبه كه مى تواند گناهان را محو كند ، با جفّ القلم ناسازگار است يقينا نه ، زيرا خود اين كه توبه عامل محو گناهان است ، داخل در ما هو كائن است ، پس چنانكه عمل و نتيجهء عمل در عالم ثبت قوانين با توبهء انسانى دگرگون مى شود ، همچنين همهء جريانات هستى با اين كه در عالم ثبت قوانين ، مجرا و حركت معيّنى دارند ، با اين حال ، آن قوانين كه ساختهء خود مشيّت الهى هستند ، نمى توانند دست خدا را ببندند و بقول مولوى : او را از فعّاليّت دائمى معزول نمايند . بنا بر اين ، يا مقصود از جفّ القلم ثبات قانونى اشياء و رويدادها