ترجمه و تفسير نهج البلاغه
(١)
خدا است بخشنده هر سود و امتياز و نفىكننده هر حادثه بزرگ و تنگناهاى حيات
٥ ص
(٢)
ستايش مطلق شايسته خدائيست كه در عواطف كرمش غوطه وريم
٦ ص
(٣)
نخست بندگى خداوند و سپس تحمّل بار سنگين رسالت
١٠ ص
(٤)
حكمت عاليه مثلهائى كه خداوند در قرآن براى انسانها آورده است
١٣ ص
(٥)
انواعى از تمثيل و تشبيه در قرآن
١٥ ص
(٦)
اجل مطلق ، اجل مسمّى ، اجل مشروط يا اجل اخترامى
١٨ ص
(٧)
به الطاف خداوندى كه در باره شما فرموده است ، توجّه نمائيد
٢٣ ص
(٨)
آيا شنيدهايد كه وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ( براى هر قومى هدايتكننده اى هست )
٢٦ ص
(٩)
بار ديگر در بارهء موجوديّت خويشتن بينديشيد
٢٩ ص
(١٠)
دنيائى كه علىّ بن ابي طالب عليه السّلام آنرا مى شناسد
٣٠ ص
(١١)
زيباييهاى دنيا
٣١ ص
(١٢)
آدمى همين كه بر پشت مركب پر زر و زيور دنيا قرار گرفت كه در ميدان خور و خواب و خشم و شهوت تاختن بگيرد ، اين مركب چموش چنان او را بر زمين مى زند كه گوئى براى سوار شدنش هرگز رام نشده بود
٣٦ ص
(١٣)
افراد و صفوف اين كاروان كه از آغاز زندگى آدم در اين دنيا براه افتادهاند ، بدون استثناء بدنبال هم راه زوال و فنا را پيش گرفتهاند
٣٩ ص
(١٤)
آيا اين انسان كه ديروز هيچ بوده و امروز نهادى بزرگتر از جهان بزرگ در درون خود دارد ، فردا نيست و نابود خواهد گشت
٤١ ص
(١٥)
چشمهاى بينائى آنانرا تحت نظاره قرار داده بينا و شنوا ، بينوا و ناتوان ، مكرپردازىها و آرزوها بريده ، دلها از سرور و وجد خالى ، اينست وضع انسانها در روز قيامت
٤٦ ص
(١٦)
اينست سير حتمى تو اى انسان ، گر تو نمى پسندى تغيير ده قضا را
٤٨ ص
(١٧)
در اين دنيا براى انسانها مهلت داده شده ، براه روشن هدايت گشته و پرده از روى عوامل ترديد برداشته شده است
٥١ ص
(١٨)
آن دل كه اين امثال و مواعظ را نپذيرد ، دل نيست ، بلكه زباله دانى است كه لحظه اى از كثافات و لجنها خالى نيست
٥٥ ص
(١٩)
آن تقواى الهى كه همهء نقصها و عيوب را منتفى مى سازد و راه كمال را پيش پاى آدمى هموار مى نمايد
٥٨ ص
(٢٠)
براى وصول بآن هدفى كه غرض و غايت زندگى است ، تقوى ضرورت دارد
٦٨ ص
(٢١)
علوم فراوان و انديشههاى دقيق براى شناخت حكمت بزرگ خلقت انسان لازم است
٧٤ ص
(٢٢)
در آرزوهاى بر باد فنا رفته و مهلتهاى ضايع گشته و تاختن مرگ ناخوانده بر سر گذشتگان درسهاى آموزنده اى است براى هشياران
٧٨ ص
(٢٣)
جوانى رو به پيرى و طراوت و شادابى رو به پژمردگى و گويائى رو به خاموشى و انس جمعى رو به تنهائى
٨١ ص
(٢٤)
حالا بكجا مى رود به ديار خاموشان ، آنجا كه يكتا پيراهنان خوابيدهاند
٨٣ ص
(٢٥)
آيا قوانين هستى كار خود را پس از سپردن لاشهء انسان بدست حشرات زيرزمينى در بارهء انسان بپايان رسانيده است
٨٥ ص
(٢٦)
بجاى آنكه از گذشتگانتان عبرت بگيريد ، راه آنها را در مى نورديد ، پس عقول و دلهاى شما كجا است
٨٧ ص
(٢٧)
هر انسان آگاهى كه در اين دنيا از خود طبيعى عبور كرده است ، در آغاز ابديّت از صراط هم عبور خواهد كرد
٩١ ص
(٢٨)
تفكَّر در درون ، تكاپو در اعضاء جسمانى و شببيدارى براى بيدارى عقل و وجدان
٩٣ ص
(٢٩)
روشنائى اميد چراغ راه او در زندگى است
٩٥ ص
(٣٠)
مسئلهء يكم - ذكر دائمى
١١٠ ص
(٣١)
مسئلهء دوم - ذكر جلىّ و ذكر خفىّ
١١٣ ص
(٣٢)
مسئلهء سوم - آيا ذكر بايد مستند به اجازه باشد
١١٦ ص
(٣٣)
مسئلهء چهارم - شرائط ذكر خداوندى
١١٧ ص
(٣٤)
خوف و هراس از پايان كار
١٢٢ ص
(٣٥)
موانع را از سر راه تكاپو براى كمال برداشتن
١٢٦ ص
(٣٦)
در حركت بسوى حيات ابدى معتدلترين راهها را برگزيدن
١٢٧ ص
(٣٧)
اقتصاد و قسط و وسط و اعتدال و سبقت بر خيرات
١٢٨ ص
(٣٨)
آيا كمال مطلق فى نفسه بىنهايت بمعناى اصطلاحى آن است و آيا مسير و حركت انسان بسوى كمال بىنهايت است
١٣٢ ص
(٣٩)
عوامل كبر و غرور دمار از روزگار حياتش در نياورد
١٣٦ ص
(٤٠)
امور ابهامانگيز و مشكوك نابينايتان نسازند
١٣٨ ص
(٤١)
فرح و شادى در بشارت رهائى از زنجير گرانبار زندگى دنيوى است و همواره به پيش نگريستن و حركت به پيش نمودن
١٤٠ ص
(٤٢)
براى تقوى كه عمل به اصل الاصول است اجتناب از آرايشها و اغواهاى شيطان مطرود ضرورت دارد
١٤٤ ص
(٤٣)
مبدء و مسير و پايان حركت طبيعى انسان
١٤٧ ص
(٤٤)
مسافر در منزلگه مرگ
١٥٣ ص
(٤٥)
مى پوشانند و بر مركب چوبين سوارش مى كنند و مى برند
١٥٦ ص
(٤٦)
در پايان كار ، سرنوشت نهائى انسان تبهكار ، دوزخى است كه آتشش را از همين زندگى دنيوى بآن جايگاه عذاب دردناك فرستاده است
١٥٩ ص
(٤٧)
بار ديگر در حيات خود بينديشيد و با مشاهدهء سرنوشت ديگران ، بدانيد چه مى كنيد
١٦١ ص
(٤٨)
بكجا مى رويد علَّت غرور شما چيست رو بكدامين پناهگاه مى بريد
١٦٤ ص
(٤٩)
ترجمهء خطبهء هشتاد و چهارم
١٦٧ ص
(٥٠)
دروغ وقيح براى چند روز خوشگذرانى و حفظ جاه و مقام
١٧٣ ص
(٥١)
دروغ مى گويد ، يعنى چه
١٧٥ ص
(٥٢)
شوخى و مزاحبازى ، دروغ و افترائى بود كه عمرو بن العاص در بارهء امير المؤمنين ( ع ) گفته بود
١٧٨ ص
(٥٣)
قهرمان قهرمانان با اسافل اعضايش زندگى خود را تضمين مى كند
١٨٤ ص
(٥٤)
حالا بايد ديد پايان آن زندگى كه با اشتراك چند مرد شروع مى شود و با دروغ و نيرنگ و پيمان شكنىها بجريان مى افتد و رسالت سيّد الانبياء را به استهزاء مى گيرد و با كمال صراحت به مقام پرستى اعتراف مى نمايد و با اسافل اعضاء به تضمين چنين زندگى مى پردازد ، بكجا منتهى مى گردد
١٨٥ ص
(٥٥)
در اين دنيا كه صحنهء بزرگى براى مسابقه است ، سه گروه از انسانها براى سبقت تلاش مى نمايند اهل حقّ با همديگر ، اهل باطل با همديگر ، اهل حقّ با اهل باطل
١٩٠ ص
(٥٦)
نقش اكثريّت در توجيه حيات مردم معمولى همانند نقش گذشت زمان و جمودى است كه يك مكتب را از اعتراض و انتقاد بركنار ميكند
١٩٤ ص
(٥٧)
هر اندازه كه ابعاد باطل تنوّع و شدّت بيشترى از خود نشان بدهند ، حقّ نيز در برابر آن عظمت و كمال متنوّعتر و عاليترى را بروز مى دهد
٢٠٢ ص
(٥٨)
آيا عمرو بن عاص نمى داند حقيقت چيست
٢٠٥ ص
(٥٩)
انديشهء صحيح در بارهء مرگ مانع از شوخى و بازيگرى در اين دنيا است
٢٠٨ ص
(٦٠)
عمرو بن العاص شعله ور كنندهء آتش خودكامگىهاى معاويه نيازى به حقّگوئى ندارد ، زيرا آخرت براى او مطرح نيست
٢١١ ص
(٦١)
ترجمهء خطبهء هشتاد و پنجم
٢١٤ ص
(٦٢)
حقيقت صفات خداوندى فوق تصوّرات ما و وراى كيفيّتها است
٢١٨ ص
(٦٣)
عوامل عبرت و آيات و علائم روشن در اين دنيا بحدّى وفور دارد كه جاى عذر براى كسى نمى ماند
٢٢٣ ص
(٦٤)
بار ديگر به چنگالهاى مرگ و بريده شدن تدريجى علائق و شروع رگبار حوادث ناگوار و سرنوشت نهائى خود بنگريد
٢٢٥ ص
(٦٥)
در روز قيامت مأمورى است موكَّل به كشاندن انسانها براى حساب و شاهدى است براى شهادت بهر چه كه در زندگى دنيوى انجام دادهاند
٢٢٨ ص
(٦٦)
ترجمهء خطبهء هشتاد و ششم
٢٣٣ ص
(٦٧)
غلبهء خداوندى بر همهء اشياء
٢٣٧ ص
(٦٨)
اكثر مردم پيروزى و سلطهء مطلقهء خداوندى را نمى دانند
٢٤١ ص
(٦٩)
زمان محدود ، قدرت رو به زوال ، و حركت رو به هدف نهائى قطعى است
٢٤٣ ص
(٧٠)
عشق به كار پيش از آن كه نيروى كار از او گرفته شود و داستان شيخ حكيم و عارف بزرگ مرحوم آقا شيخ مرتضى طالقانى رحمة اللَّه عليه
٢٤٦ ص
(٧١)
كتابهاى ششگانه
٢٥٠ ص
(٧٢)
كتاب يكم - جهان هستى
٢٥١ ص
(٧٣)
كتاب دوم - جهان درون ذاتى
٢٥٤ ص
(٧٤)
كتاب سوم - كتب آسمانى
٢٥٦ ص
(٧٥)
كتاب چهارم - كتاب محو و اثبات
٢٥٨ ص
(٧٦)
مسئلهء يكم - ملاك اين كه يك نظريّه يا يك مطلب فاسد است چيست
٢٦٦ ص
(٧٧)
مسئلهء دوم - آيا بررسى محتويات كتب براى حفظ قانون فعّاليّت مغز و روان انسانى خلاف آزادى عقيده و بيان است
٢٦٧ ص
(٧٨)
مسئلهء سوم - آيا عموم كتابها براى حفظ قانون فعّاليّت مغز و روان بايد مورد بررسى قرار بگيرند
٢٧٠ ص
(٧٩)
هر گونه تحقيق و تفكَّر در بارهء انسان بدون كوچكترين قيد و شرط آزاد است ، ولى براى عرضه به افكار بشرى بايد از همهء جوانب مورد تحقيق و آزمايش قرار بگيرد و سپس در صورت صحّت نتائج به فضاى جامعه عرضه شود
٢٧٤ ص
(٨٠)
خداوند سبحان پيامبرش را بقدرى عمر عطا فرمود كه دين را براى او و شما تكميل فرمايد
٢٧٦ ص
(٨١)
من بيش از يك وعظ براى شما ندارم و آن اينست كه براى خدا قيام كنيد
٢٧٧ ص
(٨٢)
نفس خود را در اين چند روزگذران رها نكنيد و وادار به تحمّل و شكيبائى نمائيد
٢٨٢ ص
(٨٣)
مداهنه و تملَّق يكى از عوامل انحراف و افتادن در معصيت است
٢٨٦ ص
(٨٤)
2 - معصيت بخدا يعنى خيانت به خويشتن
٢٩٠ ص
(٨٥)
3 - آرزوى وصول بمقام آن كسى شايسته است كه دين او براى او سالم بوده باشد
٢٩٢ ص
(٨٦)
4 - زندگى ديگران مى تواند پند و اندرز مؤثّر بما بدهد و ما را سعادتمند بسازد
٢٩٣ ص
(٨٧)
5 - انسان شقىّ كسى است كه فريب هوى و غرور و عوامل فريبندهء خود را بخورد
٢٩٤ ص
(٨٨)
6 - ريا كارى شرك است
٢٩٦ ص
(٨٩)
7 - همنشينى با هوى پرستان بايد ترك شود
٢٩٧ ص
(٩٠)
8 - دروغ مگوئيد و راست بگوئيد
٢٩٩ ص
(٩١)
9 - از حسد اجتناب كنيد
٣٠٢ ص
(٩٢)
نتائج تباه كنندهء حسد كه دامنگير فرد و اجتماع مى گردد
٣٠٥ ص
(٩٣)
غبطه
٣١٣ ص
(٩٤)
مسابقه
٣١٤ ص
(٩٥)
نوع يكم
٣١٧ ص
(٩٦)
نوع دوم
٣١٩ ص
(٩٧)
10 - از عداوت و كينه توزى بپرهيزيد
٣٢١ ص
(٩٨)
عوامل بغض و عداوت ميان انسانها
٣٢٥ ص
(٩٩)
عامل يكم - شيطان
٣٢٧ ص
(١٠٠)
عامل دوم
٣٣٠ ص
(١٠١)
يك خطاى بزرگ در ذهن بشرى كه از محبّت و علاقه بر خويشتن ، بغض و عداوت بر ديگران را نتيجه مى گيرد
٣٣٨ ص
(١٠٢)
آرزوها
٣٤١ ص
(١٠٣)
خاصّيّت يكم - فراموشكارى و غفلت عقل در كارهاى خود
٣٤٢ ص
(١٠٤)
خاصّيّت دوم - آرزوهاى بىپايه انسان را از ذكر خداوندى غافل مى سازد
٣٤٣ ص
(١٠٥)
خاصّيّت سوم - خود فريبى است ، كسانى كه عمر خود را در آرزوها سپرى مى نمايند
٣٤٤ ص
(١٠٦)
مقدّمه اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام
٣٤٩ ص
(١٠٧)
فهرست مطالب
٣٦٠ ص
(١٠٨)
فهرست آيات
٣٧٠ ص
(١٠٩)
فهرست روايات
٣٧٤ ص
(١١٠)
فهرست اشخاص
٣٧٧ ص
(١١١)
فهرست مآخذ و منابع
٣٨١ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص

ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - دروغ مى گويد ، يعنى چه


همچنين آيات قرآنى در ضرورت صدق و پليدى دروغ و تكذيب واقعيّات فراوان است . اين كه گفته مى شود : براى دروغگو هيچ اعتبارى قائل نشويد ، بازگو كنندهء يك حكمت عاليهء انسانى است كه عبارتست از منفى بودن همهء واقعيّات براى انسان دروغگو كه معلول نداشتن شخصيّت و من انسانى است كه بجاى آن از يك خود طبيعى بىخبر از واقعيّات پيروى مى كند . شگفت آورتر از همهء اين نكبتها ، گرفتارى بشر باين بيمارى انسانسوز است كه آن همه گذشت قرون و اعصار بر تاريخ بشرى كه نتائج وخيم و وقيح دروغ و باطل - گوئىها را براى همگان نشان داده است ، بجاى وحشت و كناره گيرى از آن صفت رذل و خبيث ، آنرا با كلمات زرين مصلحت و مهارت و انديشمندى و سياست آراسته و هر روز بر محروميّت انسانهاى ناتوان از حقايق و واقعيّات مى افزايند . تكنيك پيشرفته دوشادوش دروغ پيشرفته ، علوم تكامل يافته توأم با دروغ تكامل يافته ، گسترش نتائج دانشها و تكنيكها براى نتيجه گيرى در زمانهاى آيندهء بسيار دور همراه با دروغهائى عميقتر و گسترده تر براى آتش زدن به خرمنهاى هستى ناتوانان در آينده‌هاى بسيار دور اينست ترقّى و تكامل همه جانبهء انسانها آرى ، چون انسان در مسير ترقّى و اعتلاى رو به تكامل همه جانبه در خودخواهى و كامجوئى حركت كرده است ، لذا سزاوار نبود كه عنصر اساسى چنين تكاملى را كه دروغگوئى و باطل آرائى و پيمان شكنى است ناديده گرفته و از اين جهت نقصى در حركت تكاملى داشته باشد يكى از دوستان نقل ميكرد كه در زمان گذشته يكى از شخصيّتهاى چشمگيرى كه ساليان عمر خود را در خودخواهى گذرانده بود سكتهء ناقص كرده بود ، يكى از دوستانش او را مى بيند و پس از احوالپرسى آن شخصيّت به دوستش مى گويد : سكتهء ناقص كرده‌ام و حالم خوب نيست . آن دوست خوش ذوق مى گويد : اجتماع از شما كه انسان بزرگى هستيد ، هيچ توقّع نداشت كه سكتهء ناقص بفرمائيد ، شخصيّت بزرگ و كامل مى بايست سكتهء كامل بفرمايد