ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - دروغ مى گويد ، يعنى چه
همچنين آيات قرآنى در ضرورت صدق و پليدى دروغ و تكذيب واقعيّات فراوان است . اين كه گفته مى شود : براى دروغگو هيچ اعتبارى قائل نشويد ، بازگو كنندهء يك حكمت عاليهء انسانى است كه عبارتست از منفى بودن همهء واقعيّات براى انسان دروغگو كه معلول نداشتن شخصيّت و من انسانى است كه بجاى آن از يك خود طبيعى بىخبر از واقعيّات پيروى مى كند . شگفت آورتر از همهء اين نكبتها ، گرفتارى بشر باين بيمارى انسانسوز است كه آن همه گذشت قرون و اعصار بر تاريخ بشرى كه نتائج وخيم و وقيح دروغ و باطل - گوئىها را براى همگان نشان داده است ، بجاى وحشت و كناره گيرى از آن صفت رذل و خبيث ، آنرا با كلمات زرين مصلحت و مهارت و انديشمندى و سياست آراسته و هر روز بر محروميّت انسانهاى ناتوان از حقايق و واقعيّات مى افزايند . تكنيك پيشرفته دوشادوش دروغ پيشرفته ، علوم تكامل يافته توأم با دروغ تكامل يافته ، گسترش نتائج دانشها و تكنيكها براى نتيجه گيرى در زمانهاى آيندهء بسيار دور همراه با دروغهائى عميقتر و گسترده تر براى آتش زدن به خرمنهاى هستى ناتوانان در آيندههاى بسيار دور اينست ترقّى و تكامل همه جانبهء انسانها آرى ، چون انسان در مسير ترقّى و اعتلاى رو به تكامل همه جانبه در خودخواهى و كامجوئى حركت كرده است ، لذا سزاوار نبود كه عنصر اساسى چنين تكاملى را كه دروغگوئى و باطل آرائى و پيمان شكنى است ناديده گرفته و از اين جهت نقصى در حركت تكاملى داشته باشد يكى از دوستان نقل ميكرد كه در زمان گذشته يكى از شخصيّتهاى چشمگيرى كه ساليان عمر خود را در خودخواهى گذرانده بود سكتهء ناقص كرده بود ، يكى از دوستانش او را مى بيند و پس از احوالپرسى آن شخصيّت به دوستش مى گويد : سكتهء ناقص كردهام و حالم خوب نيست . آن دوست خوش ذوق مى گويد : اجتماع از شما كه انسان بزرگى هستيد ، هيچ توقّع نداشت كه سكتهء ناقص بفرمائيد ، شخصيّت بزرگ و كامل مى بايست سكتهء كامل بفرمايد