ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - تفكَّر در درون ، تكاپو در اعضاء جسمانى و شببيدارى براى بيدارى عقل و وجدان
( اى بندگان خدا ، براى خدا تقوى بورزيد ، تقواى خردمندى كه تفكَّر قلبش را به خود مشغول داشته و ترس بدنش را به زحمت انداخته و شب بيدارىها خواب ناچيز را از چشمانش ربوده و با بيدارى به بامداد رسيده باشد . و اميد او به رحمت و عنايت خداوندى روزگار گرمش را تشنهء عنايات و رحمتهاى خداوندى نمايد . زهد و پارسائى از شهوات او جلوگيرى كرده و ذكر خداوندى بر زبانش جارى و سبقت نمايد . خوف و هراس از پايان كار [ و ظهور نتائج آن را ] براى امن و آرامش آن موقع پيش بيندازد و از موانع راه روشن و هدايت ، اعراض و كناره گيرى كند و براى رسيدن به روش مطلوب بسوى حيات ابدى معتدلترين راهها را برگزيند و عوامل كبر و غرور كه او را از حقّ و حقيقت دور مى سازد ، از راه راست منحرفش نكند . امور مشكوك و مشتبه نابينايش نسازد . ) تفكَّر در درون ، تكاپو در اعضاء جسمانى و شببيدارى براى بيدارى عقل و وجدان لاجرم بايد انديشيد ، عقل و قلب براى انديشه و دريافت است و انديشه و دريافت باعظمتتر و با ارزشتر از آنند كه فقط مطلوبيّت ذاتى داشته باشند .
شطرنجبازان فكرى و غوطه وران در احساسات قلبى فراوانند ، اينان از فعّاليّتهاى فكرى و احساسات قلبى بىاعتنائى به ضرورت تكاپو و عمل در اين دنيا را نتيجه مى گيرند و رضايتى هولناك در باره بازيهاى فكرى و احساسات قلبى از خود نشان مى دهند . انديشه و دريافت و احساسهاى اصيل قلبى نيروهائى بس با عظمت براى حركت در مسير شدنهاى انسانى مى باشند ، نه براى توقّف و ركود با خيال و پندار حركت . امّا شب بيدارى - < شعر > تو گوئى اختران ايستاده اندى زبان با خاكيان بگشاده اندى كه هان اى خاكيان هشيار باشيد در اين درگه شبى بيدار باشيد < / شعر >