ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٢ - هر انسان آگاهى كه در اين دنيا از خود طبيعى عبور كرده است ، در آغاز ابديّت از صراط هم عبور خواهد كرد
نمى گذرد مگر اين كه برائت از آتش را بجهت داشتن ولايت تو با خود داشته باشد ) .
و در دعاى عديله آمده است :
« و أشهد أنّ الموت حق و القبر حقّ و مسئلة منكر و نكير حقّ و البعث حقّ و الصّراط حقّ . . . » [١] ( و شهادت مى دهم بر اين كه مرگ حقّ است و قبر حقّ است و سؤال منكر و نكير در قبر حقّ است و برانگيخته شدن و آماده شدن براى قيامت حقّ است و صراط حقّ است ) .
البتّه خصوصيّات صراط و ماهيّت آن كه از امور ماوراى طبيعت است ، و پيشوايان معصوم در بارهء آنها مطالبى را فرمودهاند كه اجمالا اهمّيّت و هولناك بودن صراط را اثبات مى نمايند . مطابق آيهء شريفه اى كه در بالا متذكَّر شديم و همچنين بنا بر روايات وارده در بارهء صراط ، معلوم مى شود كه صراط از روى دوزخ كشيده و آخرين مراحل عبور بر صحنهء ابديّت است . خصوصيّات اين پل هولناك اگر چه براى ما همچون ويژگيهاى مسئوليت در روز قيامت ، روشن نيست ، ولى مى توان بعضى از امور را بطور تقريب در نظر گرفت ، مانند ضرورت احساس آتش قهر الهى كه از نتائج اعمال تبهكاران شعله ور مى گردد ، براى دريافت عظمت بهشت و ورود به بارگاه قرب الهى .
١٧٩ ، ١٨٩ - فاتّقوا الله عباد الله ، تقيّة ذى لبّ شغل التّفكَّر قلبه و أنصب الخوف بدنه و أسهر التّهجّد غرار نومه و أظمأ الرّجاء هوا جريومه و ظلف الزّهد شهواته و أوجف الذّكر بلسانه و قدّم الخوف لأمانه و تنكَّب المخالج عن وضح السّبيل و سلك أقصد المسالك إلى النّهج المطلوب ، و لم تفتله فاتلات الغرور و لم تعم عليه مشتبهات الأمور
[١] . دعاى عديله