ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - اينست سير حتمى تو اى انسان ، گر تو نمى پسندى تغيير ده قضا را
٨٤ ، ٩١ - عباد مخلوقون اقتدارا ، و مربوبون اقتسارا ، و مقبوضون احتضارا ، مضمّنون أجداثا ، و كائنون رفاتا و مبعوثون أفرادا و مدينون جزاء و مميّزون حسابا ( انسانها بندگانى هستند كه با قدرت خداوندى پا به عرصهء هستى نهاده و تحت اشراف ربوبى قرار گرفتهاند ، در حالى كه فرشتگان موكَّل بر عبور مردم از پل مرگ در بالين آنان حاضر خواهند گشت ، ارواحشان گرفته مى شود و در درون گورها قرار گرفته و مى پوسند و تنها سر از خاك بر مى آورند . سپس در برابر اعمالى كه انجام دادهاند محاسبه مى شوند و وضع نهائى آنان با حساب مشخّص مى گردد ) .
اينست سير حتمى تو اى انسان ، گر تو نمى پسندى تغيير ده قضا را بار ديگر در موجوديّت و آغاز و پايان و غايت زندگى بينديشم - قدرت مطلقهء خداوندى بدون كمترين احتياج و بدون نياز به مشورت و بدون انديشه و استدلال در بارهء خلقت ، ما انسانها را آفريده است . راه برگشت به عقب بسته و نشستن و سر به زانوى فكرت نهادن كه اگر غير از اين بود ، چه مى شد بيهوده . تفكَّر در اين كه اگر در امر خلقت خود اختيارى داشتم چنين و چنان مى كردم ، حماقت . همهء اين پندارهاى باطل و اوهام روحفرسا بيش از يك منشأ ندارند ، اين منشاء چيزى جز حركت و تفكَّر بر مبناى خودمحورى نيست كه نمى گذارد آن استعداد بندگى و عشق در انسان كه اگر به فعليّت برسد ، همهء هستى را چنانكه شايد خواهد ديد ، رشد و نمو پيدا كند و شايستگى وجود خود را براى آفرينش و خلقت بر حقّ هستى را دريابد . خداوندا تا كى ما انسانها با احساس ناتوانى و بينوائى ، مزاياى خلقت خود را زير پا خواهيم نهاد ما نمى خواهيم بپذيريم كه -