ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٥ - مقدّمه اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام
است كه در بوجود آوردن آرزو و تقويت و ادامهء آن كه از خيال محض سيراب مى شود و جز استهلاك حيات و اراده و عقل ميوه اى نمى دهد صرف شود . البتّه تاكنون در ضمن اين مباحث روشن شده است كه مقصود از آرزوئى كه ارزش صرف كردن انديشه و تعقّل و خواستن ندارد ، آن آرزو است كه امور غير ضرورى زندگى را مورد طمع و خواست قرار مى دهد و آدمى را از واقعيّات و از نظاره و سلطهء مطلقه و دائمى خداوندى غافل مى سازد . اين مختصّ در جملات ٥ و ٦ و ٧ و ١٤ و ١٦ و ٢٠ آمده است .
٥ - آرزوهاى دور و دراز از رفتار و گفتار بر مبناى حقّ جلوگيرى مى كند . در مباحث گذشته باين مطلب اشاره كرديم كه دارندهء آرزوهاى نامعقول واقعيّات فعلى را زير پا مى گذارد و به واقعيّت نماهاى دور از موقعيّت حقيقى آدمى دل مى بندد و بدانجهت كه هر انسانى بايد حسّ واقعجوئى و ارتباط خود را با واقعيّات اشباع و تنظيم نمايد ، لذا انسان آرزوگرا با بهره بردارى از نيروى تجسيم و تلقين ، واقعيّت نماهاى خارج از حيطهء موقعيّت منطقى خود را عين واقعيّت حقيقى تلقّى مى كند و بدين ترتيب خود را از حركت بر مبناى حقّ محروم مى سازد . اين مختصّ در جملهء ٨ و ٢٢ و ٢٣ آمده است و در جملهء ٢٣ تعبيرى وجود دارد كه بسيار با اهمّيّت است ، در اين جمله امير المؤمنين ( ع ) مى فرمايد : « جز اين نيست كه آنانكه پيش از شما در اين دنيا زندگى كردهاند ، بجهت آرزوهاى دور و دراز و ناپديد كردن پايان زندگى براى خويشتن هلاك گشتند » چنانكه ملاحظه مى شود ، فريب آرزوهاى دور و دراز خوردن عامل هلاكت معرّفى شده است ، نه فقط عامل از دست رفتن سود و لذّت « حيات معقول » اين همان نتيجهء قطعى است كه ما از آن بعنوان معلول كاملا طبيعى گسيختن از حقائق و واقعيّات تعبير مى نمائيم .
< شعر > آرزو جستن بود بگريختن پيش عدلش خون تقوى ريختن اين جهان دام است و دانه اش آرزو در گريز از دامها روى آرزو < / شعر >