ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - ٢ - معصيت بخدا يعنى خيانت به خويشتن
٤٤ ، ٤٥ - و إنّ أغشّهم لنفسه أعصاهم لربّه ( و خائنترين مردم در بارهء خويشتن معصيتكارترين آنان به خدايش مى باشد ) .
٢ - معصيت بخدا يعنى خيانت به خويشتن .
اين مطلب از مسئلهء اوّل ( شرط يكم زيستن در « حيات معقول » روشن مى شود . براى توضيح بيشتر مى گوئيم : با ملاحظهء همه جانبه در بارهء مصالح و خيرات و فضائل روح ، قطعى است كه همهء آنها از خداوند متعال كه فيّاض مطلق است به انسان عطا مى شود ، اگر چه خود انسان در آماده كردن روح با تهذيب و تصفيهء آن دخالت كامل دارد . يعنى نخست بايد انسان با تلاش و گذشت از هواهاى نفسانى و زير پا گذاشتن تحريكات خودخواهى آمادهء گرفتن فيوضات ربّانى بوده باشد و خداوند طبق وعده اى كه داده است : ( وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ) [١] ( و كسانى كه در مسير مشيّت ما مجاهدت مى كنند ، ما آنان را به راههاى خود هدايت مى كنيم ) .
آن خيرات و فضائل را به انسان عنايت مى فرمايد . و هيچ ترديدى در اين نيست كه - < شعر > نابرده رنج گنج ميسّر نمى شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد < / شعر > آيات و رواياتى كه باين مقدّمه و نتيجه تأكيد مى كنند ، خيلى فراوان مى باشند و اين منابع با كمال صراحت مى گويند : براى اخذ نتيجهء كار و مجاهدت با اخلاص مقدّمات ضرورى مى باشند . بنا بر اين ، هر اندازه كه آدمى با دستورات خداوندى مخالفت نمايد ، در حقيقت خود را از فيوضات الهى محروم ساخته است و درهاى بركات و رحمت خداوندى را بر روى خود
[١] . العنكبوت آيهء ٦٩ .