ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - نفس خود را در اين چند روزگذران رها نكنيد و وادار به تحمّل و شكيبائى نمائيد
رها شدن نفس ( خود طبيعى ) همان و قانون شكنى همان ، چه قانون مربوط به همهء ابعاد موجوديّت انسان و چه حقوق ديگران . در نتيجه رهائى نفس علَّتى است كه ظلم در بارهء خويشتن و ديگران را مانند معلول قطعى بدنبال خود خواهد آورد . اين نكته را هم متذكَّر شويم كه وقيحترين و زشتترين ظلمى كه يك نفس مرتكب مى شود ، اينست كه كار خود را توجيه نمايد و ظلم را بگردن طبيعت انسانى و عوامل ديگر بيندازد و بخود چنين تلقين كند كه فعّاليّت غرايز حيوانى از مختصّات آن غرائز است و جلوگيرى از مختصّات در حقيقت قيچى كردن خود غرائز است كه مبارزه با طبيعت است اين توجيه كنندهء وقاحتها نمى داند كه اوّلا رها كردن نفس تا هر مختصّى را كه بخواهد بروز بدهد ، يك مبارزه بى امان [ كه وقيحتر از نادانى به حقيقت ] با طبيعت با اهمّيّت خود را كه همان عقل و انديشه و حقّگرائى و واقعجوئى است ، در بر دارد كه موجب نابودى همهء موجوديّت او خواهد گشت . ثانيا - اگر اين فعّاليّتهاى بىمهار غرائز كه همهء اصول و قوانين را مى سوزاند و انسان نفس پرست مانند كودك از شعلههاى آن لذّت مى برد ، مختصّات قانونى نفس بودند ، پس آن اضطراب و دلهره و پشيمانى كه پس از اشباع آن فعّاليّتها درون آدمى را فرا مى گيرد ، چيست و آن صداى بسيار ضعيف در درون كه در جهان برون ذات صدائى قوىتر و مؤثّرتر از آن پيدا نمى شود ، چه مى گويد - < شعر > اى هميشه حاجت ما را پناه بار ديگر ما غلط كرديم راه دمبدم وابستهء دام نويم هر يكى گر باز و سيمرغى شويم صد هزاران دام و دانه است اى خدا ما چو مرغان حريص و بينوا < / شعر > مگر نفس و نفس پرست در برابر اين هشدار شما ساكت مى نشيند و يا مى گويد : شما راست مى گوئيد ، من اشتباه مى كنم نه هرگز ، اين دفعه با يك چماق بسيار نيرومندتر و برّانتر از چماق تكفير قرون وسطائىها كه [ چماق علم ناميده مى شود ] بر سر شما كوبيده خواهد گفت : اين اضطراب و سر و صداى