ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - نفس خود را در اين چند روزگذران رها نكنيد و وادار به تحمّل و شكيبائى نمائيد
اين زمان اندك همان ساليان آخر عمر است كه علائق و ارتباطات نفسانى وى با لذائذ و خوشىهاى دنيا بطور اجبارى منتفى گشته است ، يعنى چنگالها و دندانهايش را گذشت ساليان عمر كند نموده و از كار انداخته است . با اين حال امير المؤمنين توصيه مى فرمايد : همان چند روز باقيمانده هم غنيمت و فرصتى است كه نبايد از دست داد و نبايد گذاشت بكلَّى آب از سر بگذارد و پاى به لب گور برسد كه همه چيز تمام شود و از بين برود - < شعر > چند عمر اندر پى آب سكندر بگذرد بگذر از ظلمات تن تا آبت از سر بگذرد برد نقد عمر نراد سپهرت پاك تو هى بگردان طاس تا دادت ز ششدر بگذرد < / شعر > حجّت الاسلام نيّر امير المؤمنين ( ع ) مى فرمايد : « نفس را رها نكنيد ، زيرا شما را به راه - هاى ستمكاران رهنمون مى شود . » خواه كلمه اى كه در جملهء آن حضرت آمده است ، ظلمت بمعناى تاريكى باشد ، يا ظلمه بمعناى ظالمان ، تفاوتى چندان نمى كند ، زيرا تا درون يك انسان را ظلمت فرا نگيرد ، هرگز دست بر ظلم نمى آلايد . بهر حال معناى جمله بسيار روشن و در عاليترين حدّ آموزنده ميباشد .
دليل اين مسئله كه اگر نفس رها شود راه ستمكاران را پيش مى گيرد ، اينست كه نفس كه عبارتست از خود طبيعى كارى جز به فعليّت رساندن غرائز و كوشش براى اشباع آنها ندارد ، هيچ اصل و قيد و بندى در كار خود نمى شناسد ، بلكه دائما يك مبارزهء آشتىناپذير با هر گونه اصل و قيد و بندى دارد كه مى خواهد آنرا مهار نمايد . از طرف ديگر سرمايهء درونى انسان مانند عقل و انديشه و حقّگرائى و واقع جوئى وى نظم و قانون محكمى دارد كه نمى تواند متحمّل امواج بى سر و ته و ضربههاى شديد خود طبيعى بوده باشد ، چنانكه حقوق و مقرّرات زندگى ديگر انسانها نمى تواند متحمّل امواج طوفانى و ضربههاى شديد يك يا چند فرد از انسان بوده باشد كه اميال و هواهاى نفسانى وى مانند كوه آتشفشان بوجود مى آورد و هيچ اصل و قانونى را نمى شناسد . بنا بر اين ،