ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - ترجمهء خطبهء هشتاد و ششم
( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ) [١] .
( از تو در بادهء روح مى پرسند ، بگو : روح از امر پروردگار من است و از علم جز اندكى براى شما داده نشده است ) .
< شعر > تن ز جان و جان ز تن مستور نيست ليك كس را ديد جان دستور نيست < / شعر > پس آنچه كه از من در موقع علم حضورى دريافت مى شود ، سطحى معيّن از آن است نه حقيقت و كنه آن . اين اعتراض با نظر به اين كه مقصود از امر در آيهء فوق ، عالم امر است و عالم امر مانند عالم ملكوت با تهذيب و تزكيهء باطن قابل درك است ، منتفى مى گردد . به اضافهء اين كه انسانها مأمور به دريافت و ارتباط با خدا شدهاند ، و خدا آفرينندهء دو عالم خلق و امر است ، وقتى كه بپذيريم خداوند متعال [ نه ذات اقدس او ] قابل دريافت است ، پذيرش امكان دريافت روح نيز امرى معقول خواهد بود . البتّه آنچه كه از خدا براى انسان قابل دريافت است ، فروغ نور آن وجود اقدس است كه نه ظاهر دارد و نه باطن ، نه روى پرده و پشت پرده و نه داخل و خارج و نه بالا و زير و نه ديروز و امروز و فردا . . . حال كه انسان داراى چنين استعداد درك عالى را دارد ، چرا براى خداوند متعال كه خالق هستى و بخشنده چنان ادراك والا به انسان است ، ظاهر و باطن و بيرون و درون تفاوتى داشته باشد و آنگهى آگاهى روح آدمى مخصوصا اگر بدرجاتى از رشد نائل گردد ، از فعّاليّتها و پديدههاى خويش و همهء اجزاء و روابط بدن يك آگاهى همه جانبه است كه اختصاصى به ظاهر و روى پرده و بيرون و بالا و حاضر آن امور ندارد ، بلكه فعّاليّت و پديده هائى كه از روح آدمى بوجود مى آيند ، و همچنين همهء اجزاء و روابط بدن در برابر خود روح داراى آن امور متقابل ( ظاهر و باطن . . . ) نيستند ، زيرا روح از يك موضعگيرى معيّن و محدود در آنها نمى نگرد .
[١] . الإسراء آيهء ٨٥ .