ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢ - اجل مطلق ، اجل مسمّى ، اجل مشروط يا اجل اخترامى
بجريان انداخته است . تنها تفاوت در ميان آن دو در اين است كه اجل مسمّى با نظر به اراده خداوندى و قوانينى كه زمينه فرا رسيدن آنرا آماده مى كند ، ثابت بوده و قابل تغيير نمى باشد ، در صورتى كه اجل مشروط عبارتست از انقراض مدّت معمولى و طبيعى زندگى كه تعيّن خاصّى با نظر به ارتباط زندگى انسانى با عوامل و رويدادهاى درون ذاتى و برون ذاتى ندارد ، مثلا اگر مدّت طبيعى زندگى آدمى را صد سال فرض كنيم ، اين صد سال در لوح محو و اثبات قرار گرفته و مشروط به اينست كه عوامل و رويدادهاى ديگرى آنرا تغيير ندهد ، يعنى اين مدّت بعنوان اجل طبيعى مقرّر شده است ، ولى اين تقرّر يك قانون طبيعى است كه با دگرگونى عوامل و رويدادها منتفى مى گردد ، چنانكه مى دانيم طلوع آفتاب و روشن شدن فضاى زمين بوسيله آن ، يك حقيقت است كه مطابق قانون طبيعى تحقّق پيدا مى كند ، و از طرف ديگر قوانين طبيعى ديگرى وجود دارد كه موجب كسوف خورشيد مى شود و يا ابرهاى تاريكى كه مطابق قوانين طبيعى ، فضا را مى گيرند و مانع روشن شدن فضا بوسيله نور خورشيد مى گردند ، با اين مثال كه مرحوم علَّامه طباطبايى نيز در تفسير آيه ( ٢ ) از سوره الانعام آورده است ، اجل مشروط به خوبى واضح مى گردد حال مى گوئيم : پايان مدّت زندگى انسانها بطور قانون مقرّر مثلا صد سال است ، ولى بدانجهت كه عواملى ديگر كه خود ناشى از قوانين مقرّره ديگر مى باشند ، مى توانند تغييرى در اين مدّت بوجود بياورند ، چنانكه قانون مقرّر طبيعى اين است كه آفتاب برآيد و فضاى زمين را روشن بسازد . در عين حال قوانين ديگرى وجود دارد كه موجب كسوف آفتاب مى شود ، يا ابرهائى را در فضا بجريان مى اندازند و از تابش نور آفتاب جلوگيرى بعمل مى آورند . ولى اجل مسمّى آن انقراض قطعى زندگى است كه هيچ تغييرپذير نيست و چون اجل مشروط هم مانند اجل مسمّى ، معلوم و مورد تعلَّق اراده خداوندى بوسيله قانون است ، لذا بيك اعتبار اجل مشروط هم اجل مسمّى است .