ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٦ - ترجمهء خطبهء هشتاد و پنجم
قالبهاى ثابت و عمومى در ذهن وجود دارند ، رها شود ، دريافت آن وجود اقدس و شهادت حقيقى به وحدانيّت و فوق اوّل و آخر بودن او را آسانتر از آن خواهد ديد كه گمان مى كرد ، اشكال كار در اينست كه ذهنهاى معمولى و قالبهاى زمان و مكان و ديگر ابعادى را كه از محسوسات ساخته مى شوند مانند اجزائى غير قابل تفكيك و غير قابل بر كنار شدن از ذهن تلقّى مى كنند ، و راه را براى شناخت حقيقتى كه از رگ گردن به انسانها نزديكتر است به روى خود مى بندند يك توجّه مختصر ولى ناب لازم است كه انسان بداند كه تعدّد با بينهايت واقعى [ نه بىنهايت تجريدى ذهنى مانند اعداد و كمّيّتهاى ديگر ] منجرّ به تناقض صريح مى گردد ، زيرا فرض اين كه خداوند بينهايت واقعى است ، مستلزم اينست كه از طرف هيچ موجودى محدود و مرزبندى نمى گردد ، در صورتى كه فرض شريك كه مستلزم وجود و واقعيّت خواهد بود بدون ترديد بىنهايت بودن را از خدا سلب خواهد كرد ، زيرا وجود خداوندى بر فرض وجود شريك و همتا موجوديّت او را در هويّتى محدود خواهد كرد كه غير آن شريك و همتا است و اين محدوديّت با فرض نامتناهى بودن خدا تناقض دارد .
اين موجود ذو الجلال چون بىنهايت است ، قطعا بالاتر از مقولههاى اوّل و آخر و پيش و پس مى باشد ، زيرا اول و آخر فقط در واقعيّات ممتدّى كه داراى آغاز و انجام هستند ، قابل تصوّر است و آغاز و انجام از صفات اجسام و جسمانيّات ( عوارض و مختصّات اجسام ) مى باشند كه محدوديّت از مختصّات ذاتى آنها است . دريافت چنين حقيقتى كه ازلى و ابدى يعنى بىاوّل و بىآخر است ، براى كسانى كه بخواهند از معلومات منعكس شده از قلمرو جهان عينى فيزيكى براى اين دريافت استفاده كنند ، جز وصول به بنبست ذهنى هيچ راهى نخواهند داشت . خداوند متعال بهانهء كسانى را كه مى گويند : ما معرفتى جز از راه حواسّ و آزمايشگاهها و نيروها و فعّاليّتهاى ذهنى [ كه بر موادّ خام توزين پذير و داراى ابتداء و انتهاء و محدود به هويّت مشخّص در جهان عينى فيزيكى