ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢ - شوخى و مزاحبازى ، دروغ و افترائى بود كه عمرو بن العاص در بارهء امير المؤمنين ( ع ) گفته بود
و نمى دانستند كه با اين افتراى بيجا مقام جليل و والاى او را اثبات مى كنند » [١] زيرا ترديدى در اين نيست كه آن سيه روزان بىعقل اگر نقصى واقعى در بارهء على سراغ داشتند ، آنرا به رخ مردم مى كشيدند و در ميان آنان شايع مى نمودند .
خامسا - عمرو بن العاص آن قدر از اسلام اطَّلاع نداشته است كه بفهمد شاد كردن يك انسان و مرتفع ساختن غبار اندوه از دلهاى مردم در نزد خدا امرى است محبوب . يونس بن شيبانى مى گويد :
قال أبو عبد اللَّه عليه السّلام : كيف مداعبة بعضكم بعضا قلت : قليل ، قال : فلا تفعلوا فإنّ المداعبة من حسن الخلق و إنّك لتدخل بها السّرور على أخيك و لقد كان رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم يداعب الرّجل يريد أن يسرّه [٢] ( امام صادق عليه السّلام فرمود : چگونه است گفتار و رفتار مسرور كننده و لطيف بعضى از شما با بعضى ديگر گفتم : اندك است . فرمود : چنين نكنيد ، زيرا چنان رفتار و گفتار از خواصّ اخلاق نيكو است .
و تو بوسيلهء آن ، سرور در دل برادرت داخل ميكنى و پيامبر اكرم ( ص ) [ گاهى ] براى مسرور ساختن مرد گفتار و رفتار لطيف داشت ) ابن ابى الحديد اين روايت را از سفيان ثورى از پيامبر اكرم نقل ميكند :
إنّى أمزح و لا أقول إلَّا حقّا [٣] ( من [ گاهى ] مزاح ميكنم ، ولى جز حقّ چيزى نمى گويم ) منابع اسلامى در بارهء آن گونه مزاح و گفتار لطيف كه خلاف حقّ نباشد و آزار كسى را فراهم نياورد ، هم قولا و هم عملا از پيشوايان اسلام ، دلائل قابل توجّهى دارد . و آنگهى چرا انسان كامل و عارف ، گشاده رو و خوشحال
[١] . شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج ٦ ، ص ٣٢٩ و ٣٣٠ .
[٢] . منهاج البراعة - هاشمى خوئى ج ٦ ، ص ٩٣ .
[٣] . شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج ٦ ، ص ٣٣٠ .