ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - شوخى و مزاحبازى ، دروغ و افترائى بود كه عمرو بن العاص در بارهء امير المؤمنين ( ع ) گفته بود
خلاصهء كلام ، عمرو بن العاص و هيچ ضدّ انسان و بيخبر از خدائى نمى توانست نقصى براى علىّ بن ابي طالب ( ع ) پيدا كند و ببهانهء آن براى خود - كامگىهاى خود دليلى بدست بياورد ، لذا اقدام بيك دروغ و افترائى ميكند كه ساده لوحان از همه چيز بىخبر را بفريبد و دلهاى مطَّلعين از علىّ بن ابي طالب و اصول و ارزشهاى انسانى را جريحه دار نمايد . مى گويد : « جز اين نيست كه ما علىّ را در زمامدارى به تأخير انداختيم ، براى شوخ طبعى و مزاح - بازى او بود » اوّلا - اين احمق متوجّه نبوده است كه آن انسانهاى خردمند و مطلع كه از صفات با عظمت امير المؤمنين كه نمونه اى از آنها را در بالا گفتيم ، اطلاع پيدا خواهند كرد ، از گويندهء چنان دروغ و افتراى بزرگ و آشكار متنفّر و منزجر خواهند گشت و خواهند فهميد كه آن دروغگو از انسانيّت جز اعضاى مادّى آنرا نداشته است و حتّى از اندك فهمى نيز محروم بوده است ، زيرا اجتماع آن صفات عظيم در يك انسان بدون داشتن جدّىترين روح كه بتواند آنها را جمع و اداره كند ، امكانپذير نيست .
ثانيا - آن دروغگوى نابكار همهء مهاجرين و انصار و انسانهاى پاك آن دوران را كه پس از عثمان آن بزرگوار را با كمال خلوص و صميميّت به خلافت برگزيده بودند ، مورد اهانت و تقبيح و تكذيب قرار داده است ، زيرا على همان على بود و شخصيّتش مانند خود عمرو بن العاص بوقلمونى دگرگون نگشته بود ، مخصوصا با نظر باين كه عمرو بن العاص از آن دروغ و افتراء در زمان معاويه استفاده ميكرد و مى خواست مردم را از آن حاكم بر حقّ الهى دور بسازد .
ثالثا - لطافت و گشاده روئى شخصيّتى كه همهء عناصر عظمت را دارا بوده است ، يكى از بارزترين فضائل و عظمتهاى او بوده است كه -