ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - ترجمهء خطبهء هشتاد و چهارم
< شعر > أبوك أبو سفيان لا شكّ قد بدت لنا فيك منه بيّنات الشّمائل < / شعر > ( بدون شكّ پدر تو ابو سفيان است و براى ما در قيافهء تو از ابو سفيان علائم روشن صورت آشكار شده است ) [١] .
ابن ابى الحديد از ابو عمرو بن عبد البرّ مؤلَّف كتاب « الاستيعاب » نقل ميكند كه « نام اين زن سلمى و ملقّب به نابغه بوده است . اين زن دختر حرمله از عشيرهء بنى جلان بن عنزة بن اسد بن ربيعة بن نزار بوده و اسير شده و پس از دست بدست گشتن جمعى از قريش به عاص بن وائل رسيده و عمرو را براى او زائيده است » [٢] .
با نظر به اين كه نامشروع بودن تولَّد اين مرد اگر چه خواصّ وضعى خود را دارا ميباشد ، ولى بدانجهت كه امرى اختيارى نبوده است ، با وقاحت و تبهكارى اختيارى او قابل مقايسه نيست . اين مرد كه براى اهانت به شخصيّت امير المؤمنين ( ع ) كه از گذرگاه اصلاب شامخه و ارحام مطهّره عبور كرده و چشم باين دنيا گشوده است ، حاضر بهر گونه دروغ و فريبكارى و شايعه سازى كاملا بىاساس مى گردد ، و براى ادامهء زندگانى چند روزهء ننگين همهء اصول و حقائق را زير پاى خود مى گذارد ، بايد مورد توجّه و توضيح قرار بگيرد .
« دوران جوانى او كه مصادف با ظهور اسلام است ، از هيچ تحقير و توهين به اسلام و رسول اعظم آن ، هيچ فروگذارى نكرده است . امّا پدرش كه به حكم مادرش عاص بن وائل بوده است يكى از مسخره كنندگان پيامبر اكرم ( ص ) و از كسانى بود كه عداوت آشكار با آن حضرت داشت و در اذيّت و آزار آن بزرگوار فروگذارى نكرده است .
هم اين تبهكار بود كه به قريش مى گفت : فردا اين ابتر ( مقطوع النّسل )
[١] . مأخذ مزبور نقل از ربيع الابرابر - زمخشرى .
[٢] - مأخذ مزبور نقل از الاستيعاب تأليف ابو عمرو بن عبد البرّ ص ٤٣٤ .