ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٩ - در پايان كار ، سرنوشت نهائى انسان تبهكار ، دوزخى است كه آتشش را از همين زندگى دنيوى بآن جايگاه عذاب دردناك فرستاده است
همان قادر مطلق اين مسافر را كه هنوز حيات و روح بطور كلَّى از او مفارقت ننموده است ، در تنگناى قبر مى نشاند و مبانى اصلى عقائدش را كه تفسير كنندهء زندگيش بود بوسيلهء دو فرشته از او سؤال مى نمايد .
٢٦٣ ، ٢٧٤ - و أعظم ما هنالك بليّة نزول الحميم و تصلية الجحيم و فورات السّعير و سورات الزّفير ، لا فترة مريحة و لا دعة مزيحة و لا قوّة حاجزة و لا موتة ناجزة و لا سنة مسلية بين أطوار الموتات و عذاب السّاعات إنّا باللَّه عائذون ( بالاتر از اينها ، بلاى ورود در مايع جوشان عذاب الهى و سرنگون شدن در دوزخ و غوطه ور شدن در امواج سوزان آتش است و سختىهاى نفسهاى آن . نه يك سكون استراحتى براى آن تبهكاران وجود دارد و نه آرامشى كه بتواند عذاب را برطرف نمايد و نه نيروئى مانع از هجوم آن همه دردها و ناگواريها و نه مرگى حاضر و قطع كنندهء عذاب وجود دارد كه بساط هستىاش را از عذاب اعمالش رها كند . و نه حتّى خوابى سبك و موقّت كه [ حدّ اقل لحظاتى را ] بيارامد . [ اينست داستان سرنوشت تبهكاران ] ميان انواعى از مرگها و عذابهاى متوالى و كشنده . ما به خدا پناه مى بريم ) .
در پايان كار ، سرنوشت نهائى انسان تبهكار ، دوزخى است كه آتشش را از همين زندگى دنيوى بآن جايگاه عذاب دردناك فرستاده است حلقههاى زنجير گرانبار عذاب الهى جز زائيده شده از آن زنجير و بندهائى كه آدمى در اين زندگى دنيوى به دست و پاى روح سبكبال و بلند پرواز خود زنده بود ، چيز ديگرى نخواهد بود . آن زنجيرها و قفسهاى آتشين كه