ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٨ - امور ابهامانگيز و مشكوك نابينايتان نسازند
خودخواهى موجوداتى از خود راضى بنام بشر روزگار آن مردم را سياه كرده است . هنگامى كه به اين نقطه از تاريخ رسيديد كه امروز ما است و علم و صنعت و باصطلاح برخى از ساده لوحان تمدّن ( مدينهء فاضله ) در اوج پيشرفت است و بنا به آمار بين المللي اخير شمارهء نفوس سر فصل تكامل و اشرف مخلوقات از چهار ميليارد و نيم مى گذرد ، اگر يك آدم آگاه و خردمند ديديد كه در كمال هشيارى و بدون كمترين تخدير شدگى بشما گفت : من امروز در نقطهء اعتلاى تاريخ زندگى مى كنم و هيچ نقص و نگرانى ندارم ، فورا از او بپرس كه از كجا آمده است و آدرس مسكنى كه در آنجا زندگى مى كند كجا است زيرا سخنى مى گويد كه شبيه به حرفهاى خردمندان هشيار كرهء زمين فعلى ما نيست .
فقط براى اين كه واقعيّت را از فرد فرد چهار ميليارد و نيم بشنويد ، مقدارى آگاهى و هشيارى بآنان بدهيد و سپس بپرسيد : شما چيستيد يا كيستيد و چه فكر مى كنيد آيا مى توانيد فردا را پيشبينى كنيد كه متكبّران و مغروران و خودخواهان قدرتپرست در بارهء فرداى بشرى چه ميكنند و از جان بشر چه مى خواهند قطعا پاسخ سؤال شما فقط اضطراب مخاطب است كه حتّى شايد نتواند از شدّت اضطراب ، كلماتى را كه پيرامون « فقط خدا است كه مى تواند فرداى بشر را نجات بدهد » خواهد گفت ، بخوبى ادا كند . در يك سخن كوتاه ، تا بيمارى خودخواهى و غرور و كبر از خاندان بشرى با دواى اصل الاصول معالجه نشود ، بهر كجا كه روى آسمان همان رنگ است ، و السّلام .
امور ابهامانگيز و مشكوك نابينايتان نسازند محدوديّت وسائل و ابزار معرفت و تدريجى بودن به فعليّت رسيدن استعدادها و اخلالگريهاى هوسها و هوىهاى نفسانى از يك طرف ، و طوفانهاى بسيار تند خودخواهىها و محدوديّتهاى متنوّع همنوعانى كه در زندگى با همديگر شركت داريم ، از طرف ديگر غالبا روى واقعيّتها و حقائق گرد و