ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٨ - اقتصاد و قسط و وسط و اعتدال و سبقت بر خيرات
بحث ما است ، مى آوريم . اين آيه چنين است : ( ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ الله ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ) [١] ( سپس ما كتاب را به كسانى از بندگانمان كه آنان را برگزيديم ، واگذار نموديم ، از آن امّتى كه كتاب را بر پيشوايانشان فرستادهايم ، گروهى از آنان بر خويشتن ظلم كردند و گروهى از آنان ميانه روى را پيش گرفتند و گروهى با اذن خداوندى براى وصول به خيرات سبقت نمودند و آن سبقت بر خيرات فضل بزرگى است [ كه خداوند براى آنان عنايت فرموده است . ] اقتصاد و قسط و وسط و اعتدال و سبقت بر خيرات سه كلمهء يكم و دوم و سوم و پنجم در قرآن مجيد در موارد متعدّدى وارد شده و كلمهء چهارم ( اعتدال ) كه از مادّهء عدل است ، در قرآن نيامده است ولى خود مادّهء عدل با مشتقّاتش در آيات متعدّد ذكر شده است . در آن موارد كه مادّهء قصد [ كه در فارسى به ميانه روى ترجمه مى شود ] و همچنين حدّ وسط كه تقريبا مرادف اقتصاد است ، ديده مى شوند اگر به رفتار انسان نسبت داده شوند تقريبا عمل به متن قانونى دين مى باشند و كسى كه از اين متن قانونى تعدّى نمايد ، مرتكب بدى شده است چه در بارهء خويشتن ( فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه ) گروهى از آنان ستم بر خود روا مى دارند كه مقتصد در مقابل آن قرار گرفته است و چه در بارهء خويشتن و ديگران ، چنانكه از عموم آيهء : ( وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ ) ( و عدّهء زيادى از آنان مرتكب عمل بد مى شوند ) .
و مردم مقتصد در برابر اين عدّهء كثير ( وَلَوْ أَنَّهُمْ ) كسانى هستند كه
[١] . الفاطر آيهء ٣٢ .