ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٨ - مسئلهء چهارم - شرائط ذكر خداوندى
صوت و غير ذلك خود موانعى از التفات روحى به حقيقت ذكرى باشد كه گفته مى شود . و در ذكر قلبى كه عوارض لفظ و صوت وجود ندارد ، روح بهتر مى تواند بطور مستقيم به معانى ذكر متوجّه باشد .
٣ - اداى ذكر بايد در حال اقبال و اشتياق روح باشد ، نه مستند به عادت شبه جبرى . روشن است كه هر كار و گفتارى كه مستند به عادت رسوخ يافته باشد ، وقوع آن كار و گفتار حالتى شبيه به جبر دارد كه آزادى و اختيار و حتّى گاهى آگاهى روح در آنها دخالتى ندارد . در اين صورت ذكر يك پديدهء بىاثر بوده ، بلكه ممكن است از آن جهت كه مانع انديشهء منتج در مصالح مادّى و معنوى ميباشد ، موجب دو خسران گردد : خسران محروميّت از حقيقت ذكر و نتيجهء آن ، و خسران از دست دادن انديشه منتج . البتّه اگر عادت ذكر بطورى رسوخ پيدا نكند كه آگاهى و اختيار روح را منتفى بسازد ، در اين صورت اقبال و اشتياق روح به مفاد ذكر ممكن است تحقّق داشته باشد .
٣ - تطبيق اعمال و عموم رفتار با معناى ذكرى كه مى گويد ، گويندهء ذكر شريف الله اكبر نبايد روح خود را در اختيار خودخواهى و مال و منال و مقام و شهرت و ديگر بتهاى طالب پرستش بگذارد ، زيرا ذاكر با ذكر مزبور خدا را از هر گونه توصيف و از هر چيز بزرگتر و بالاتر تلقّى ميكند ، با اين حال اگر چيزى از امور مزبوره را مورد عشق و پرستش قرار بدهد ، روح خود را با عمل تناقضانگيز خود زجر مى دهد ، تا آن گاه كه معنا و خاصّيّت ذكر الله اكبر در درونش محو و نابود گردد و چيزى جز لقلقه و تكان دادن زبان نباشد ، در چنين صورتى تناقضى در كار نيست . هيچ فراموش نميكنم در فرودگاه جدّه در گرماى سوزان تيرماه با عدّه اى از حجّاج از تشنگى سوزان رنج مى برديم ، هر چه از مأموران فرودگاه خواهش مى كرديم كه بگذاريد مقدارى آب براى حجّاج [ كه در ميان آنان كهنسالان ناتوان زياد بود ، ] از منبع آب كه در چند قدمى بود برداريم ، مأموران مانع مى شدند در صورتى كه هيچ مانع قانونى وجود