ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٢ - روشنائى اميد چراغ راه او در زندگى است
( شعراء كسانى هستند كه گمراهان از آنان پيروى مى كنند . مگر نمى بينى كه شعراء در هر وادى سرگردان ميشوند . و آنان چيزى را مى گويند كه بآن عمل نمى كنند . مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام مى دهند و خدا را زياد بياد مى آورند و پس از آنكه مظلوم واقع شدند [ به وسيلهء شعر ] يارى مى جويند ) .
نتيجهء ذكر خداوندى در اين آيات ، امتناع از خيالپردازى و كلافه شدن در بيابان بى سر و ته مفاهيم ساختگى و سخن گفتن در بارهء چيزهائى است كه عمل به آنها نمى شود . و بطور مختصر ذكر خداوندى آدمى را به واقعبينى و واقعگرائى و واقعگوئى وادار مى كند ، زيرا خداست كه ما انسانها را از واقعيّتهائى آفريده و مسير و سرنوشت ما را در واقعيّتها قرار داده است . شاعر اگر بياد خدا باشد ، از تحريف حقائق عالم هستى و انسان بالخصوص كه ضررش مستقيم و مخرّب حيات او است ، در هر دو قلمرو « آن چنانكه هست » و « آن چنانكه بايد » اجتناب مى ورزد .
٣ - ذكر خداوندى از اساسىترين عوامل راهيابى به حقايق و بهره بردارى از ذخائر درونى است .
( وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ الله وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ وَقُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً ) [١] ( و هرگز مگو : من فردا كارى را انجام خواهم داد ، مگر اين كه بگوئى : « ان شاء الله » ( اگر مشيّت خداوندى به كارى كه انجام خواهم داد ، تعلَّق بگيرد ) و يا اگر خدا غير آنرا كه من مى خواهم انجام بدهم ، نخواهد . و اگر تعليق به مشيّت خداوندى را فراموش نمودى ، بياد پروردگارت باش و بگو شايد خداى من مرا به حالتى هدايت كند كه از فراموشى نزديكتر به رشد بوده باشد . ) معناى آيهء شريفه توجّه دادن انسانها به قانون دوام فيض خداوند و نظاره
[١] . الكهف آيه ٢٣ و ٢٤ .