با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٦ - مناقشه در گفتار مامقانى
همراهى نكردند معذور باشند، چرا كه شايد متوجه خروج ايشان از مدينه نشدند، چرا كه بسيار با سرعت انجام شد و جز تنى چند از نزديكان كسى از آن باخبر نگشت؛ و يا به اين دليل كه در آن هنگام در مدينه نبودند. ولى در حالى كه حضرت نزديك به ١٢٥ روز در مكه ماند، عذر مردم براى نپيوستن به آن حضرت چه بود؟ به ويژه آنكه در اواخر اين دوران ميان مردم حجاز شايع شده بود كه كوفيان با آن حضرت مكاتبه كردهاند و ايشان آهنگ رفتن به عراق را دارد. اين مدت براى كسانى كه قصد پيوستن به ايشان را داشتند حتى اگر از مدينه حركت مىكردند، كافى بود.
٢- از اين رو لازم است كه عذر هر يك از مخلصانى را كه از پيوستن به امام خوددارى ورزيدند به طور جداگانه مورد بحث قرار دهيم. اگر به عذر او در نپيوستن به حضرت پى برديم كه چه بهتر؛ و اگر دانستيم كه او در خوددارى از رفتن با امام عذرى نداشته و در يارى آن حضرت كوتاهى ورزيده و به طور عمد از جهاد همراه آن حضرت باز ايستاده است، در اين صورت نمىتوانيم به حَسَنْ بودن و عدالت او اعتقاد داشته باشيم.
چنانچه عذر يا عدمعذرش را ندانيم، چنانچه حسن حال شخص يا عدالت يا وثاقت او از مجموعه زندگىاش به اثبات برسد، درباره او قاعده استصحاب را جارى مىكنيم. بهويژه اگر كه امام زينالعابدين عليه السلام يا يكى ديگر از امامان پس از او، آن شخص را ستوده باشند.
٣- هيچكدام از بزرگانى كه در حجاز ماندند و بهامام عليه السلام نپيوستند از تأمل در عدالتشان در هنگام سؤال از سر نپيوستن آنها، نرستهاند. شايد بيشتر كسانى كه در معرض تأمل در عدالتشان قرار گرفتهاند، كسانى از بنىهاشم كه به امام نپيوستند باشند. مانند ابنعباس، ابن جعفر و ابنحنفيه، شايد وى از كسانى باشد كه از دوران ائمه عليهم السلام [١] تا كنون، بيش از ديگران در معرض اين تأمل قرار گرفته است. با آنكه نقل شده است كه سبب نپيوستن ابن حنفيه به امام بيمارى بود و نقل شده است كه ابن جعفر نابينا بود و براى ما ثابت است كه عذر ابن عباس نابينايى يا كمسويى جدى چشمانش در آن هنگام بود. [٢]
[١]- بصائر الدرجات، ج ١٠، ص ٤٨١ باب نهم، حديث ٥؛ البحار، ج ٤٤، ص ٣٣٠، باب ٣٧.
[٢] براى اطلاع بيشتر از بحث تحرك هر يك از اين سه تن به بخشهاى پيشين همين فصل مراجعه كنيد.