با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦١ - عبدالله بن عمر و مشورت مغرضانه
اين نهى از قيام و خروج و دعوت به بيعت يزيد و وارد شدن در آنچه مردم وارد شدهاند، موضع ثابت ابنعمر در ديدارهاى سه گانه با امام حسين از آغاز نهضت مبارك آن حضرت بود.
در دوران مكى قيام حسينى، تاريخ درباره موضع ابنعمر، بجز ديدگاهها و مشورتهايى كه در ديدار سهجانبهاش [١] با امام حسين و ابن عباس ابراز داشت چيزى نقل نشده است.
ما اين گفت و گو را هنگام بحث درباره تحرك ابنعباس، با تكيه بر متن گفت و گوى ميان امام عليه السلام و ابنعباس، نقل كرديم و در اينجا آن را با تكيه بر گفت و گوى ميان امام و عبدالله بن عمر نقل مىكنيم.
در تاريخ آمده است: حسين عليه السلام، باقيمانده ماه شعبان و ماههاى رمضان، شوال و ذىقعده را در مكه ماند. در آن روز، عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر در مكه بودند.
آنان كه قصد بازگشت به مدينه را داشتند نزد حضرت شرفياب گشتند.
ابن عمر گفت: اباعبدالله، خدايت رحمت كند. از خدايى كه بازگشت تو به سوى او است پروا كن! تو نسبت به دشمنى و ستم اين خاندان بر خودتان آگاهى. مردم، اين مرد- يزيد بن معاويه- را به حكومت برگزيدهاند. من ايمن نيستم از اينكه مردم به خاطر اين زرد و سفيدها [زر و سيم] به او بگروند و تو را بكشند و شمار بسيارى در راه تو، به هلاكت برسند. من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: «حسين كشته مىشود، چنانچه او را بكشند و از او دست بكشند و يارىاش ندهند، خداوند نيز تا روز قيامت آنان را رها خواهد كرد». من به شما پيشنهاد مىكنم كه شما نيز همانند مردم با او صلح كنيد و همانند دوران معاويه شكيبايى بورزيد؛ باشد كه خداوند ميان شما و قوم ستمگر قضاوت كند!
[١] تاريخ از هنگام خوددارى امام عليه السلام از بيعت با يزيد، سه ديدار را براى عبدالله عمر با آن حضرت نقل كرده است: ديدار نخست در ابواء، ميان مكه و مدينه، ميان ابن عمر و ابن عباس (يا ابن عياش) از يك سو و ميان ابنزبير و امام عليه السلام از سوى ديگر بود (ر. ك. تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام الحسين، تحقيق محمودى، ص ٢٠٠، شماره ٢٥٤). در بخش نخست اين پژوهش گذشت كه اين ديدار واقع نشد، زيرا امام و پسر زبير در راه مدينه- مكه با يكديگر ديدار نكردند. ديدار دوم در مكه و ديدار سوم پس از خروج امام عليه السلام از مكه صورت گرفت. (ر. ك. تاريخ ابنعساكر، ص ١٩٢- ١٩٣، شماره ٢٤٦).