با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٤ - عبدالله بن زبير و نصايح متناقض!
ابن قولويه همچنين از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرمود: «عبدالله بن زبير به حسين عليه السلام گفت: كاش به مكه بيايى و در حرم بمانى!» [١]
سپس حسين عليه السلام فرمود: «ما حرمتشرا نمىشكنيم و بهوسيله ما نيز شكسته نخواهدشد؛ چنانچه در تلاعفر [٢] كشته شوم دوستتر مىدارم تا آنكه در حرم كشته شوم.» [٣]
ابن قولويه همچنين از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه پسر زبير امام حسين عليه السلام را همراهى كرد و گفت: اى اباعبدالله، موسم حج فرا رسيده است و تو [مناسك] آن را وا مىنهى و به عراق مىروى!؟ فرمود: «اى پسر زبير، چنانچه در ساحل فرات دفن شوم، دوستتر مىدارم از آنكه در آستانه كعبه دفن گردم!». [٤]
سيّد بن طاووس نقل مىكند كه عبدالله عباس رضى الله عنه و عبدالله زبير نزد امام عليه السلام آمدند و پيشنهاد كردند كه از رفتن خوددارى ورزد. حضرت فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا به كارى فرمان داده است و من در پى انجام آن هستم.» [٥]
روشن است كه پسر زبير- از خلال گفت و گوهايش با امام و از مجموع اخبار مربوط به شهادت امام عليه السلام- مىدانست كه امام عليه السلام ناگزير در سفر خود به عراق به زودى كشته خواهد شد و اين آخرين ديدار او با حضرت مىباشد. از اين رو كوشيد تا در واپسين لحظهها از دانش امام بهرهمند گردد و پرسيد: «اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله، شايد از امروز به بعد يكديگر را نبينيم، برايم بگو كه نوزاد در چه صورتى ارث مىبرد و از او ارث مىبرند؟ و ديگر اينكه آيا جوايز سلطان حلال است يا حرام؟
[١] از اين سخن ابنزبير، «كاش به مكه بيايى»، استفاده مىشود كه اين گفت و گو در مكه انجام نشده است، جز اينكه احتمال مىرود ابن زبير حسين عليه السلام را تا اطراف مكه همراهى كرده و سپس اين سخن را گفته باشد. در اين صورت معناى جمله چنين مىشود: «چنانچه به مكه بازگردى». اين چيزى است كه روايتى بعدى نيز بدان اشعار دارد.
[٢] تلاعفر: جايى است از سرزمين ربيعه (ر. ك. بحار، ج ٤٥، ص ٨٦).
[٣] كامل الزيارات، ص ٧٣ و به نقل از آن، بحار، ج ٤٥، ص ٨٥- ٨٦، شماره ١٧.
[٤] همان، ص ٨٦، شماره ١٨.
[٥] لهوف، ص ١٠١.