با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٩ - درنگ و ملاحظه
حضرت بپيوندد و يارىاش دهد- چيزى كه نابينايى و زمينگيرى و معذور بودنش را از جهاد تأييد مىكند-، بلكه اعلام آمادگى او براى جهاد و جانفشانى در حضور امام، ناظر بر اعلام وجوب يارى و دفاع از امام حتى در صورت داشتن عذر، بوده است.
٥- آن طور كه از يكى از بخشهاى اين گفت و گو استفاده مىشود، امام عليه السلام به ابنعباس اجازه داد كه در پناه خداوند در مدينه بماند و به كاروانش نپيوندد. آنجا كه فرمود: «در پناه حمايت خداوند به مدينه برو و هيچ خبرى از خود را از من پنهان مكن».
٦- امام عليه السلام- در دوران نخست اقامتش در مكه- به ابنعباس خبر داد كه بنىاميه قصد كشتن و ريختن خون او را دارند. شايد مقصود امام از اين خبر اين بود كه از نقشه حكومت مركزى براى قتل وى در مدينه يا مكه خبر دهد، يا اينكه مىخواستاز اين حقيقت كه «چنانچه بيعت نكند كشته مىشود» خبر دهد، و به اين وسيله نادرستى گفتار كسانى چون ابن عمر را خاطرنشان سازد كه مىگفتند چنانچه دست از قيام بردارد و صبر پيشه كند، حتى اگر بيعت هم نكند خطرى تهديدش نخواهد كرد.
٧- با توجه به آگاهى امام عليه السلام بر اين كه چنانچه بيعت نكند كشته مىشود و با توجه به پافشارى بر اين كه حرمت حرم با ريختن خون او شكسته نشود، مىتوان مفهوم سخن آن حضرت در پايان اين گفت و گو با ابنعباس را دريافت كه فرمود: «من در اين حرم اقامت مىگزينم و تا هنگامى كه مردمش مرا دوست بدارند و يارىام كنند در آن مىمانم و هرگاه كه رهايم كردند نزد ديگران خواهم رفت ...» با توجه به اين كه اين گفت و گو در اوايل دوران مكّى انجام شد، مقصود امام عليه السلام اين بود كه به ابنعباس اطمينان دهد دوران اقامت وى در مكه كوتاه نخواهد بود و مدت زيادى در آنجا مىماند. و امام عليه السلام ماندن خود را در شهر به دوستى و يارى مردم مشروط ساخته بود. اين در حالى بود كه مىدانست در ميان مكيان جز شمارى اندك، دوستدار اهل بيت نيستند [١] و در مكّه پايگاهى مردمى كه در برابر حكومت اموى او را حمايت و يارى كند وجود ندارد.
[١]- امام سجاد عليه السلام فرمود: «در مكه و مدينه بيست تن دوستدار نداريم ...» (كتاب الغارات، ص ٣٩٣؛ شرحنهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ٤، ص ١٠٤).