با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٥ - تحليل شيخ جعفر شوشترى
نرسيد. گذشته از اين، چنانچه نزد كوفيان نمىرفت، در حالى كه عرصه زمين فراخ خدا را بر او تنگ كرده بودند بايد كجا مىرفت؟ و اين تفسير سخن وى به محمد حنفيه است كه فرمود: «چنانچه به لانه هر جنبندهاى از جنبندگان روى زمين داخل شوم، مرا بيرون مىآورند تا بكشند!» [١]
بدون شك مطالب مطرح شده از سوى شيخ شوشترى، به ويژه توجه به اين نكته كه امام دو وظيفه دارد، يكى ظاهرى و يكى باطنى كه در طول يكديگرند و باهم منافاتى ندارند، دقيق است. او جزئيات اين ديدگاه را كه نخستين بار به وسيله خود او مطرح شد به خوبى روشن ساخت. ولى پذيرش اين بخش از سخن وى كه مىگويد: «چنانچه حضرت نزد كوفيان نمىرفت، در حالى كه عرصه زمين فراخ خدا را بر او تنگ كرده بودند، بايد كجا مىرفت؟»، دشوار است. زيرا از بيشتر روايتهاى تاريخى چنين برمىآيد كه امكان رفتن به يمن و يا جاهاى ديگر براى آن حضرت وجود داشت. چنان كه محمد بن حنفيه به ايشان گفت:
«به مكه برو، اگر آنجا را مطمئن يافتى كه به مقصد خويش رسيدهاى و اگر چيزى جز اين بود به سرزمين يمن برو. زيرا كه مردم يمن ياران جدّ و پدر تواند. آنان از همه مهربانترند و دلهاشان رئوفتر است و سرزمينشان از هر جاى ديگر گستردهتر است.
اگر آنجا را مطمئن يافتى كه به مقصود خويش رسيدهاى وگرنه راه ريگستانها و درهها را در پيش گير و از شهرى به شهر ديگر برو، تا ببينى كه كار مردم به كجا مىكشد و خداوند ميان ما و قوم تبهكار داورى كند.» [٢]
طرماح نيز به آن حضرت گفت: «اگر مىخواهى كه در سرزمينى فرود آيى كه خداوند تو را بدان وسيله حفظ كند تا در كار خويش بينديشى و روشن شود كه چه مىخواهى بكنى، بيا تا شما را در كوه بلندمان به نام «أجأ» ببرم و با تو حركت كنم تا شما را در «قُرَيّه» جاى دهم.» [٣]
[١] خصائص الحسينيه، ص ٨٣.
[٢] الفتوح، ج ٥، ص ٢٢.
[٣] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٣٠٨.