با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥ - مسلم در كوفه
شيخ مفيد گويد: «... آنگاه مسلم پيش رفت تا به كوفه وارد شد و در خانه مختار بن ابىعبيده- كه امروز خانه مسلم بن مسيب خوانده مىشود- درآمد. پس از آن شيعه نزد وى به آمد و شد پرداختند و چون مردم نزد وى آمدند و شمارشان زياد شد، نامه حسين عليه السلام را برايشان مىخواند و آنان مىگريستند. هجده هزار تن از مردم با مسلم بيعت كردند؛ و او اين موضوع را براى حسين عليه السلام نوشت و از او خواست كه به كوفه بيايد ...» [١]
اما پس از ورود عبيدالله زياد به كوفه، به عنوان والى شهر، از سوى يزيد و حصول تحولات سريع و پى در پى نوع فعاليت مسلم نيز تغيير كرد و به خود شكل پنهانى گرفت.
وى ناچار شد كه محل استقرارش را تغيير دهد و به خانه هانى بن عروه، [٢] رئيس و بزرگ
مجلسى درباره وى سكوت اختيار كرده و هيچ ستايش و نكوهشى از وى نكرده است.
هرگاه به لحاظ تاريخى ثابت شود كه مسلم بن عقيل در خانه مختار فرود آمده است- چنانكه بسيارى از مورخان به آن اشاره كردهاند- اين خود دليل وثاقت اوست؛ و بلكه ثابت مىكند كه وى موثقترين اهل كوفه بوده است. زيرا امام حسين عليه السلام به مسلم فرمان داد كه نزد موثقترين مردم شهر فرود آيد؛ و او نزد مختار فرود آمد. اگر اين فرود آمدن به دستور مستقيم خود امام نباشد، دست كم مصداق سخن آن حضرت، هست و خدا داناست.
شايد در انتخاب خانه مختار و نه ديگران براى مسلم- بر فرض ثبوت اين مطلب- سبب ديگرى هم نهفته بود؛ و آن اين بود كه مختار داماد نعمان بن بشير، حاكم وقت كوفه بود- يعنى دخترش عمرة را به زنى داشت- و در نتيجه تا هنگامى كه مسلم در خانه داماد والى كوفه بود، كسى متعرض او نمىشد.
[١] ارشاد، ص ٢٠٥؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٧٩ با اندكى تفاوت.
[٢] هانى بن عروه مرادى: هانى از اشراف كوفه و بزرگان و سران شيعه و رئيس و پيشواى قبيله مراد بود. هنگام سوار شدن چهار هزار زره پوشيده و هشت هزار پياده او را همراهى مىكردند. نقل شده است كه وى حضور پيامبر صلى الله عليه و آله را درك كرد و شرف مصاحبت وى يافت. او در سن ٨٩ سالگى به شهادت رسيد (ر. ك. سفينة البحار، ج ٨، ص ٧١٤ و قاموس الرجال، ج ٩، ص ٢٩٢، چاپ قديم).
گواه كمال و جلالت قدر و بزرگى مقام وى زيارتى است كه سيد بن طاووس براى او نقل كرده است: «سلام و درود خداوند بزرگ بر تو اى هانى بن عروه، سلام بر تو اى بنده صالح و خيرخواه به خاطر خدا و رسول و اميرالمؤمنين و حسن و حسين عليهم السلام. گواهى مىدهم تو مظلوم كشته شدى. خداوند قاتل تو و آن كس كه خونت را حلال شمرد لعنت كند؛ و قبرهاشان را پر از آتش كند. گواهى مىدهم كه تو در حالى خداوند را ديدار كردى كه از كار و نصيحتى كه كردى خشنود بود. گواهى مىدهم كه تو به درجه شهادت رسيدى و به خاطر