با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٧ - ٢ - كسانى كه از جاهاى نامعلوم آمدند و در مكه به امام پيوستند
برخيزد و هر كس به گوش خود نشنيده است برنخيزد. آنگاه افراد زير يعنى ابوايوب انصارى، ابوعمرة بن عمرو بن محصن، ابوزينب، سهل بن حنيف، خزيمة بن ثابت، عبدالله بن ثابت، حبشى بن جناده سلولى، عبيد بن عازب، نعمان بن عجلان انصارى، ثابت بن وديعه انصارى، ابوفضاله انصارى، عبدالرحمن بن عبدرب انصارى برخاستند و گفتند: ما شهادت مىدهيم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيديم كه فرمود: «آگاه باشيد كه خداى عزوجل ولى من است و من ولى مؤمنانم. آگاه باشيد، هر كس من مولاى او هستم، اين على مولاى اوست. خدايا با دوستانش دوستى و با دشمنانش دشمنى كن. دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن بدار و يارى كن هر كس يارىاش كند».
صاحب حدائق گويد: على بن ابىطالب كسى بود كه به اين عبدالرحمن قرآن آموخت و تربيتش كرد. [١]
عبدالرحمن از كسانى بود كه از مكه با حسين عليه السلام آمد و در حمله نخست در حضور آن حضرت به شهادت رسيد. [٢]
عمار بن حسّان طائى: مامقانى گويد: وى عمار بن حسان بن شريح است.
سيرهنويسان نوشتهاند كه او از شيعيان مخلص و دلاوران معروف بود. او از مكه با حسين عليه السلام به راه افتاد و تا آمدن به كربلا همراهش بود. در روز عاشورا به ميدان رفت و در حضور آن حضرت به شهادت رسيد. و با نيل به شرف شهادت، به شرافت تخصيص درود در زيارت ناحيه مقدسه نيز نايل آمد. [٣]
سماوى گويد: عمار از شيعيان مخلص و دلاوران معروف بود. پدرش حسّان از ياران اميرالمؤمنين عليه السلام بود و در جنگهاى جمل و صفين در ركاب حضرت جنگيد و در صفين
[١] ر. ك. الحدائق الورديه، ص ١٢٢؛ تنقيح المقال، ج ٢، ص ١٤٥؛ مستدركات علمالرجال، ج ٤، ص ٤٠٤؛ قاموس الرجال، ج ٦، ص ١١٩؛ الاصابه، ج ٣، ص ٣٠٧.
[٢] ابصار العين، ص ١٥٨، سماوى گويد: از نوادگان عمار، عبدالله بن احمد بن عامر بن سليمان بن صالح بن وهب بن عمار ياد شده است كه يكى از راويان و علماى شيعه و صاحب كتاب «قضايا اميرالمؤمنين عليه السلام» مىباشد و آن را از پدرش از امام رضا عليه السلام نقل مىكند. ابصار العين، ص ١٩٧- ١٩٨.
[٣] تنقيح المقال، ج ٢، ص ٣١٧.