با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٦ - درنگ و تأمل
سواره يورش مىبرد و بر هر حيوان، كودك و ناتوان و بىخبرى كه مىگذشت، او و يارانش با اسبانشان آنان را پايمال مىكردند. همين طور در بازگشت، و در روزهايى كه بيرون مىرفت روزى نمىگذشت كه يك يا چند كشته به جاى نگذارد». [١] او در مدت شش ماه امارت بصره، هشت هزار تن از مردان شيعه را در آن شهر كشت. [٢]
ذهبى به نقل از عامر بن ابىعامر گويد: «ما در مجلس يونس بن عبيد بوديم. گفتند: در زمين هيچ مكانى نيست كه به اندازه دارالاماره به خود، خون جذب كرده باشد. هفتاد هزار تن در آن كشته شدهاند! من از يونس پرسيدم [آيا حقيقت دارد] و او گفت: آرى، كشته شدند و دست و پاهاشان بريده شد. گفتند: اين كار چه كسى بوده است؟ گفت: زياد و پسرش و سمره». [٣]
طبرى به نقل از محمد بن سليم مىنويسد: از انس بن سيرين پرسيدم: آيا سمره كسى را كشت؟ گفت: آيا كسانى كه سمره آنها را كشت قابل شمارشاند؟ زياد او را در بصره به جانشينى خود گماشت و به كوفه آمد. او [در اين فاصله] هشت هزار تن را كشت! زياد به او گفت: آيا نمىترسى كه بىگناهى را كشته باشى؟ گفت: اگر همين اندازه ديگر را هم مىكشتم نمىترسيدم! [٤]
[١] تنقيح المقال، ج ٢، ص ٦٢.
[٢] همان، ص ٦٩.
[٣] سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ١٨٦.
[٤] تاريخ طبرى، ج ٥، ص ٢٣٦.