با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٥ - مناقشه در گفتار مامقانى
اما كسانى كه از مدينه حضرت را همراهى نكردند، از آنجا كه حسين عليه السلام، هر چند كه او و گروهى از آگاهان به اخبار پيامبر امين صلى الله عليه و آله به مقتضاى خبر آن حضرت كه حسين در عراق كشته مىشود، از قضيه آگاه بودند، ولى ظاهر حال چيزى نشان نمىداد كه حضرت براى جنگ مىرود تا بر همه مكلفان واجب باشد كه از او پيروى كنند. بلكه آن حضرت به مقتضاى درخواست اهل كوفه، براى امامت مىرفت. بنابر اين متخلّفان به چيزى مؤاخذه نمىشوند! بلكه كسانى مؤاخذه مىشوند كه در كربلا حضور داشتند يا به گونهاى نزديك بودند كه مىتوانستند خود را برسانند و در عين حال چنين نكردند و در يارى آن حضرت كوتاهى ورزيدند. بنابر اين كسانى كه در حجاز ماندند، موظف به حركت با او نبودند تا آنكه تخلّف آنها موجب فسق گردد. از اين رو گروهى از نيكان و آنهايى كه خداوند رسيدن به اين شرافت دايمى را مقدر نساخته بود، در حجاز باقى ماندند؛ و هيچ كس هم در عدالت آنان شك نكرده است. مانند ابن حنفيه و امثال او». [١]
مناقشه در گفتار مامقانى
١- اخبار فراوان منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام و شمار اندكى از امام حسن عليه السلام و خود امام حسين عليه السلام، زمان شهادت و مكان واقعهاى را كه در آن به شهادت مىرسد، تعيين كرده بود. حتى حاكمى كه فرمان قتلش را مىدهد يعنى يزيد و امير لشكرش، عمرسعد، را مشخص ساخته بود. حتى ويژگىهاى مأمور بريدن سر ايشان يعنى شمر بن ذىالجوشن را تعيين كرده بود. اين اخبار فراوان و جزئيات مفصل آنها در ميان صحابه به طور خاص و در ميان عموم امت به طور عام انتشار يافته بود. بنابر اين بسيار بعيد است كه صحابه بااخلاص- سواى آنهايى كه در خط نفاق حركت مىكردند، نمىدانستند- يا دست كم توقع نداشتند- كه امام عليه السلام در خروج از مدينه و سپس خروج از مكه به سوى عراق براى جنگ و پيكار مىرود! بلى، شايد كسانى كه از مدينه وى را
[١] تنقيح المقال، ج ١، ص ٢١٢.