با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٦ - درنگ و نگرش
مىپرداخت. با وجود همه اين خُلق عظيم، امام عليه السلام در گفت و گوهايش با پسر زبير بر دو موضوع تأكيد داشت:
يكم- حفظ حرمت خانه خدا و پرهيز از شكستن حرمتش، آنجا كه فرمود: «پدرم مرا حديث كرد كه قوچى حرمت حرم را مىشكند؛ و من دوست ندارم كه آن قوچ باشم!» و فرمود: «به خدا سوگند اگر در يك وجبى بيرون آن كشته شوم، دوستتر دارم تا آنكه يك وجب درون آن كشته شوم!» و فرمود: «چنانچه كشته شوم در حالى كه ميان من و حرم دو وجب فاصله باشد نزد من محبوبتر از آن است كه كشته شوم در حالى كه ميان من و حرم يك وجب فاصله است». و فرمود: «نه ما حرمت حرم را مىشكنيم و نه به وسيله ما شكسته مىشود؛ و چنانچه من در تلاعفر كشته شوم دوستتر مىدارم از اينكه در حرم به قتل برسم!» بر خواننده دقيق پوشيده نيست كه امام عليه السلام در خلال اين سخنان مىخواهد به پسر زبير تأكيد كند كه مواظب باشد كه او نيز آن قوچ نباشد. اين سخن براى اتمام حجت بود وگرنه امام عليه السلام مىدانست آن كسى كه حرمت خانه خدا را خواهد شكست، همين پسر زبير است!
دوم- امام عليه السلام تأكيد داشت كه هرگونه ارتباطى ميان خود و پسر زبير را نفى كند؛ و به روشنى پيداست كه هرگاه احساس مىكرد كسى در اثناى گفت و گو آنها را مىبيند و به سخنانشان گوش فرا مىدهد، نظرات و پيشنهادهاى ابن زبير را براى آنان آشكار مىفرمود. مثل اينكه فرمود: «اين مرد به من مىگويد: كبوترى از كبوتران حرم باش ...» و يا اين سخن حضرت كه كاشف از آرزوى ابنزبير است: «بدانيد كه بزرگترين آرزوى اين مرد آن است كه من به عراق بروم ...».
٤- همچنين ملاحظه مىشود كه امام عليه السلام به پسر زبير و ديگر كسانى كه سخنش را مىشنوند تأكيد مىورزد كه او بناچار كشته خواهد شد؛ آنجا كه فرمود: «به خدا سوگند اگر در لانه جنبندهاى از اين جنبندگان باشم، مرا بيرون خواهند كشيدتا درباره من به مقصودشان برسند! به خدا سوگند كه آنان بر من ستم روا مىدارند همان طورى كه يهود درباره شنبه ستم روا داشتند.» همان طور كه با كنايه به محل قتل خويش اشاره كرد و