با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠١ - درنگ و ملاحظه
ابن عباس گفت: اگر با گفتار من مخالفى، زن و فرزندت را با خود مبر كه خواهند گفت خون عثمان بر گردن تو و پدر توست و بيم آن دارم كه تو را نيز همانند عثمان در پيش چشم زن و فرزندت بكشند.
امام حسين عليه السلام فرمود: اى پسر عمو، به خدا سوگند، اگر در عراق كشته شوم نزد من محبوبتر از آن است كه در مكه كشته شوم. و هر چه خداوند مقدر كند همان مىشود. با وجود اين از خداوند طلب خير مىكنم و درباره آينده مىانديشم. [١]
درنگ و ملاحظه
١- از قراين موجود در متن روايت مىتوان دريافت كه اين گفت و گو يا در روزهاى پايانى حضور امام در مكه انجام شده است؛ به اين دليل كه امام عليه السلام فرمود: تصميم دارم كه همين روزها بروم. و يا اين كه در آخرين روز و يا روز پيش از آن صورت پذيرفته است؛ بهدليل اينكه امام عليه السلام (طبق روايت طبرى) فرمود: «در همين يكى دو روز آهنگ حركت دارم ...»
٢- اين روايت تأكيد دارد بر اين كه تصميم امام عليه السلام براى رفتن به عراق در ميان مردم مكه و ديگر شهرها به ويژه در واپسين روزهاى اقامت وى در مكه، شيوع پيدا كرده بود؛ و اين با سرّى بودنِ هنگام حركت، به خواست امام عليه السلام منافاتى ندارد. گذشته از اين نفس تاريخ حركت كاروان حسينى از مكه سرّى نبود. چرا كه امام عليه السلام اندكى پيش از حركت طى خطابهاى فرمود: «... هر كس در راه ما آماده فداكارى است [آماده حركت باشد.] ان شاء الله فردا صبح حركت خواهم كرد.» [٢]
٣- اساس تفكر و موضعگيرى ابن عباس نسبت به قيام امام عليه السلام در اين گفت و گو پيداست؛ و نشان مىدهد كه او با قيام امام عليه السلام موافق بود، ولى بااينكه پيش از تحرك مردم و فراهم شدن مقدمات استقبال از امام، به آن شهر برود مخالفت داشت. اين مقوله در مقياس منطق ظاهرى كه مبناى مشورتها و نصايح ابنعباس بر آن استوار بود درست است.
[١] الفتوح، ج ٥، ص ٧٢؛ مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ٣٠٩- ٣١٠ (به نقل از الفتوح)؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٤؛ با تفاوتى كه به مهمترينش اشاره كرديم.
[٢] مثير الاحزان، ص ٣٨؛ در فصل اول گفتيم كه امام عليه السلام اين خطبه را در ميان عموم مردم ايراد فرمود.