با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٤ - جلوگيرى از خروج امام
هميشگى خود يعنى سركوب روى آورد. طبرى به نقل از عقبة بن سمعان گويد: هنگام خروج حسين از مكه، فرستادگان عمرو بن سعيد بن عاص در برابر آن حضرت ايستادند و گفتند: از كارت دست بردار و باز گرد. امام عليه السلام نپذيرفت و به راه خويش ادامه داد. دو طرف به دفاع از خود پرداختند و به يكديگر تازيانه زدند. سپس حسين و يارانش به سختى در برابرشان ايستادگى كردند و حضرت به راه خود ادامه داد. آنان فرياد برآوردند: اى حسين، آيا از خداوند نمىترسى، از جماعت جدا مىشوى و ميان امت تفرقه مىافكنى؟ امام عليه السلام در پاسخشان اين آيه شريفه را قرائت فرمود: «لى عملى ولكم عملكم انتم بريئون مما اعمل وانا برىء مما تعملون» (عمل من براى خودم، و عمل شما براى خودتان است. شما از آنچه من مىكنم بيزاريد و من از آنچه شما مىكنيد بيزارم!) (يونس، آيه ٤١).
در نقل دينورى آمده است: «چون حسين از مكه بيرون آمد، رئيس شرطه عمرو بن سعيد ابن عاص، والى شهر، در رأس گروهى از سربازان جلو او را گرفت و گفت: امير به تو فرمان بازگشت داده است. باز گرد وگرنه تو را باز مىگردانم.
حسين عليه السلام از فرمان او سرباز زد و دو طرف به دفاع از خود پرداختند و يكديگر را تازيانه زدند. عمرو بن سعيد با شنيدن اين خبر، از بيم وخيم شدن اوضاع، كس فرستاد و از رئيس شرطه خواست كه باز گردد. [١]
تأمل در اين دو گزارش به خوبى نشان مىدهد كه نيروى نظامى بنىاميه براى
[١] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٦.