تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٦ - شرح آيات
نهى خويش آنان را چنان بستيم كه از حدود خدا تجاوز نكنند، به همان گونه كه براى جلوگيرى از فرار اسير او را با قيد و بند مىبندند. [٥١] و شايد معنى ظاهر اسر باشد، كه اين با بخش دوم آيه تناسب دارد و با سياق هماهنگ است، پس در آن حال كه خدا دوستى كفار را نسبت به دنياى زودگذر بيان كرد، از همين دوستى ترك آخرت و ملتزم نبودن به اوامر و نواهى خدا نتيجه مىشود، و آنان بى بند و بار به هواهاى نفسانى و شهوتهاى خويش مىپردازند، خواست/ ١٩٥ تا در اين باره تأكيد كند كه هرگز جاى عصيانى نيست، و اين خود خواستار تأكيد بر حاكميت خدا بر انسان و تسلط بر او است، و اين كه حول و قوت انسان به او است، و حول و قوت ذاتى ندارد.
شايد به كاربردن كلمه أسر در اين جا براى به خاطر آوردن اين مطلب باشد كه آدمى مقيد به قدرت خدا است، بدان سبب كه بستن و اسارت وى به دست خدا است (و بدين گونه معانى اسر در آيه با يكديگر جمع مىشود).
آن كس كه در وجود انسان بينديشد، به اين نتيجه مىرسد كه آدمى چه از لحاظ تكوينى و چه از لحاظ عملى اسير خدا است، زيرا كه از يك سو محكوم به قوانين تكوينى نمو و انتقال اجبارى از مرحلهاى به مرحله ديگر از زندگى است، و اين كيفيتى است كه در گردش خون و حركات قلب و اعمال دستگاه گوارش و جگر و ... و ... نيز وجود دارد، و از سوى ديگر اسير تدبير خدا و سنت او در زندگى است و، مثلا، نمىتواند در مقابل مرگ ايستادگى كند ... و من به اشارهاى به اين گونه تفسير در نزد علامه طباطبايى در آن جا دست يافتم كه گفته است: و آيه به معنى دفع دخل مقدر است، و تو گويى كسى چنان توهم كرده است كه دنيا پرستان با اين دنيا پرستى و اعراض از آخرت خداوند متعال را عاجز كرده باشند، و به اين كه از ايشان خواسته است تا ايمان آورند و فرمان او را برند خللى رسانده باشد، پس در پاسخ ايشان گفته است كه آنان آفريدگان خدايند، آنان را آفريده و سخت بسته و
[٥١] - همان كتاب، ص ٤١٣.