تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٨ - شرح آيات
بيم دادن خدا ايشان را از سقر سودى بر ايشان نداشت، بلكه آن را مؤيدى تازه براى خود گرفتند و گفتند كه شماره ياد شده از پاسداران نوزده گانه سقر، و شماره اندكى است و مىتوانند از پس آنان برآيند! بدين گونه كلمات قسم به توالى يكديگر در سياق قرآن آمد تا شايد ما به آنها پاسخ جدى مثبت دهيم و راه راست را برگزينيم.
كَلَّا وَ الْقَمَرِ- هرگز، سوگند به ماه (چنان نيست كه آنان مىپندارند).» گفتهاند كه: معنى آن اين است كه آنچه مىپندارند و خود را تواناى بر دفع خازنان جهنم/ ١٠١ و غالب شدن بر ايشان تصور مىكنند، درست نيست، [٩٢] و به گفته رازى كه بعيد مىنمايد: اين انكار- پس از يادآورى قرار دادن آن است- كه بتواند وسيله يادآورى براى ايشان باشد، زيرا كه پندپذير نيستند؛ [٩٣] و همانند او است زمخشرى در الكشاف. و علت استبعاد اين رأى آن است كه نفى كردن ذكرى پس از اثبات آن در آيه با اين گفته خدا وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ نيازمند به تبعيض و تخصيصى است كه سبب جدا شدن كافران و بيماردلان از عموم مردم باشد، و دليلى براى آن وجود ندارد. و بهتر آن است كه بگوييم: كلمه «كلّا» براى آن است كه انسان را از نادانى و غفلت و افكار باطلى كه آنان به آنها ايمان داشتند باز دارد، زيرا كه در ضمن جدال با خصم پيش مىآيد و- در نزد شنونده- به نفى افكار او تأويل مىشود.
خداى متعال به اين كوكب همچون به هر چيز ديگرى سوگند ياد كرده كه به آن شأن و اهميتى در فهم انسان بخشيده بوده است، و براى ما، در پرتو اين اشاره الاهى قرآنى، شايسته چنان است كه به گشايش افقهايى از شناخت ستارگان و اهميت آنها توجه كنيم، و ارتباط سوگند به آن وابسته به همين اهميت است.
ماه و پشت كردن شب و پيش آمدن صبح همه از نمودهايى كيهانى است و
[٩٢] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٩١.
[٩٣] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ٢٠٨.آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، تفسير هدايت - مشهد، چاپ: اول، ١٣٧٧.
و شايد سوگند ياد كردن به ماه براى منظورهايى بوده باشد كه هم اكنون از آنها ياد خواهيم كرد: اين كه حقيقت- كه جزئى از آن رسالت الاهى است- قضيهاى واقعى است كه تنها به منكر شدن آن از ميان نمىرود، به همان گونه كه ماه و حقايق ديگر به اين كه بعضى از مردمان منكر آن شوند، از ميان نخواهد رفت.
بدين گونه رسالت همچون ماه نوربخش باقى و برقرار مىماند، و تاريكى كفر را در هر جا كه بخواهد منكر آن شود محو خواهد كرد. و آن رسالتى بزرگ است كه چون حقيقت آن را دريابند، از آن پند خواهند گرفت و خواهند دانست كه چه بيم دادن سخت و بزرگى براى آدميزادگان است.
/ ١٠٢ وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ- و سوگند به شب در آن هنگام كه پشت مىكند.» بيشتر مفسران گفتهاند كه «أدبر» به معنى پشت كردن و رفتن است، يعنى قسم به شب در آن هنگام كه نزديك به تمام شدن و رفتن و طلوع فجر است.
در التفسير الكبير قطرب گفته است كه: چون شب، پس از پايان يافتن روز، پيش آيد، [٩٤] از آن روى كه به دنبال و دبر روز مىآيد و تاريكى آن جايگزين آخرين روشنيهاى روز مىشود، و اين رأى و نظرى دور از تصور است. و بعضى از دريافت واقع شدن كلمه «إذ» در اين آيه و نقش آن در اداى معنى عاجز مانده و آنچه خواستهاند فرض كرده و به اعتراض بر گفته خداوند سبحانه و تعالى پرداختهاند؛ قرطبى پس از بيان اختلافهاى موجود در قراءتها و قرآنها گفته است: و ابو عبيد إذا أدبر را به جاى إذ أدبر برگزيده و گفته است كه اين گونه خواندن مناسبتر با حروفى است كه پس از آن مىآيد، به همان گونه كه پس از اين در قرآن وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ آمده است، پس چگونه مىتواند يكى از آنها «إذ» باشد و ديگرى
[٩٤] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ٢٠٩.