تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٠ - شرح آيات
نازيدن به گناه و ايستارهاى دشمنانه پيشين است،/ ٨٤ و از عوامل مؤثر به صورت منفى بر نتيجه هر بحث و تفكر به شمار مىرود، به خردهگيرى و انتقاد بپردازند، و شايد سبب آن به حالت اجتماعى ايشان باز گردد، چرا كه آنان از زمره آن دسته از مستكبرانند كه حيثيت وجودى خويش را بر پايه ستمگرى و بهرهكشى از مستضعفان بنا مىكنند، پس چگونه مىتوانند به رهبرى الاهى گردن نهند كه به فقير بودن مىبالد، و در خوشبخت كردن ناكامان و رهانيدن مستضعفان از چنگال مترفان تلاش مىكند.
ثُمَّ نَظَرَ- سپس به نگريستن و تفكر پرداخت.» چنان مىنمايد كه نظر در اين جا به معنى به كار انداختن فكر و بصيرت است، چه مستكبران، در آن هنگام كه مىخواهند مردمان را از راه حق به گمراهى بكشانند، نخست به تفكر و تدبّر مىپردازند و سپس به نظر كردن مشغول مىشوند و به جستجوى شكافها و روشهايى براى پراكندن انديشهها و خواستهاى خويش در ميان مردم بر مىخيزند، بدان سبب كه وسايل آگاهى دادن گمراه كننده، از راديو و تلويزيون و مطبوعات و حتى وسايل نشر فرهنگ و تربيت و جز آن كه براى ترويج فرهنگ باطل تلاش مىكند، و شايعات نادرستى عليه مؤمنان و رهبريهاى مكتبى در ميان مردم منتشر مىكند، بدون هدف به اين كار نمىپردازد، بلكه در پشت نقاب كارشناسان تبليغى و سياسى روانشناسان و سياستمدارانى و ... و ... وجود دارند كه برنامه گمراهى را مىريزند، و اين خود نشانهاى از نظامهاى تبهكار و فاسد است ...
پس در كنار فرعون هامان و گروه پرشمارى از كارشناسان در هر يك از نواحى وجود داشتند، و از داستان قريشى ابو جهل با وليد آشكار مىشود كه او از رهبران و عقلهاى مدبر ايشان بوده است؛ و در اين باره اشارههايى را در آثار بعضى از مفسران ديدهام، چنان كه در البصائر در تفسير اين آيه آمده است كه: پس به سران قوم خود نظر كرد، [٦٧] و در الميزان: يعنى پس از انديشيدن و اندازه هر چيز را در نظر گرفتن،
[٦٧] - البصائر، ج ٥٠، ص ٣٦٢.