تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٧
خدا و عادت كريم او بر ما سبب آن نشود كه به او مغرور شويم و بدون ترس از عذاب و عقاب خدا به ورزيدن گناه ادامه دهيم.
[١٧- ١٨] و سپاهيان ابليس گرد هم جمع شدند تا مؤمنان را مورد حمله قرار دهند، آيا كارشان به كجا انجاميد؟
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ* فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ- آيا حديث سپاهيان به تو رسيد* از فرعون و ثمود؟» قرآن درباره آن دو، با وجود اختلاف فراوان داشتن در اوضاع و احوال، به يك شكل سخن گفته است، بدان جهت كه سنت خدا در آنان، همچون در جز آنان، يكى است.
[١٩] بشر ساختمان تكامل يافتهاى از دروغ براى خود بنا نهاده و نفس خود را در آن مىنهد، و به همين سبب او را مىبينى كه درباره انكار وجود پروردگارش يا قدرت او يا سنت پاداش دادن وى به ميانجيگرى فلسفهاى چند بعدى بحث مىكند تا مگر خويشتن و ديگران را به آن قانع سازد، و آن را- بنا بر جدل- فلسفه الحاد يا مادّيگرى نام نهاده است، و گاه/ ٤٨٠ از همه حقايق تجاوز مىكند و آن را به نام فلسفه علمى مىخواند، و سپس در برابر هر حقّى باطلى را قرار مىدهد، و به جاى هر صواب خطايى را مىپذيرد و- به گمان خود- بافت اين پندارهاى باطل را با يكديگر محكم مىكند و به آن نام نظريه يا اصل مىدهد، در صورتى كه اين همه چيزهايى جز دروغها نيست.
براى چنين انسانى بيرون آمدن از پيله دروغى كه بر گرد خود تنيده، امكانپذير نيست، و لذا عليه همه عبرتها و موعظهها، حتى اگر در تراز عبرت عذابى باشد كه ريشه فرعون و ثمود را بركند، خود را ايمن تصور مىكند.
بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ كسانى كه كافر شدند در تكذيب به سر مىبرند.» بدان سبب كه به بزرگترين و آشكارترين حقايق (به خداى بزرگ و رسالتهاى او) كافر شدند و در مجراى زيرزمينى تكذيب درآمدند، و از آن بيرون