تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٢
در حديثى مأثور از امام صادق- عليه السلام- آمده است كه گفت
/ ٤٧٥ «پيش از شما مردمانى بودند كه آنان را مىكشتند و به آتش مىسوزانيدند و با اره شقه مىكردند و زمين را با همه گستردگى بر ايشان تنگ مىساختند، و هيچ يك از اينها آنان را از دين خود باز نمىداشت، و اين همه براى آن بود كه به خداى عزيز و حميد ايمان آورده بودند، پس از پروردگار خود خواستار درجات ايشان شويد و بر سختيهاى روزگار خود شكيبايى نماييد تا به درجه ايشان برسيد». [٧] ايمان با قلب آدمى چنين مىكند و آن را نيرومندتر از آهن و استوار و پايدارتر از كوهها و بلندتر از قلبهاى مرتفع و سختتر از هر وسيله آزار و اذيتى مىسازد كه طاغوتان براى آزار دادن و معذّب ساختن و كشتن مردمان فراهم مىآورند!! گاه از يكديگر مىپرسيم كه: چه چيز اين انسان را كه زمانى تحمل گزش پشهاى را ندارد، چنان مىسازد كه در برابر چشمان آزاردهندگان خود را به آتش مىافكند و مىسوزاند و از ايمان خويش لحظهاى انصراف حاصل نمىكند؟
در پاسخ مىگويم كه: اولا، وضوح رؤيت حقيقت در نزد ايشان به حدى رسيده بود كه (با بصيرت دلهاى خويش) در بهشت و نعيم آن زندگى مىكردند و اين خود تسلاى خاطرى براى ايشان و كنارهگيرى از شهوتهاى دنيوى به شمار مىرفت، و (با نيرومندى قلبهاى خويش) در آتش و عذاب آن درنگ مىكردند و از همين راه سختيها و رنجهاى دنيا را به راحتى تحمل مىكردند.
ما از داستان مادرى آگاهى داريم كه براى افكندن خويش به آتش اندكى ترديد داشت و ناگهان كودك شيرخوارش زبان گشود و گفت: اى مادر! در برابر تو آتشى را مىبينم كه خاموش نمىشود (يعنى آتش جهنم) و در پى اين گفته همگان خود را به درون آتش پرتاب كردند.
ثانيا، هنگامى كه آدمى به انجام دادن كارى مصمم مىشود، قيام كردن وى به آن عمل ديگر براى وى دشوارى چندان ندارد، و مخصوصا اگر اين كار در راه
[٧] - همان جا.